شعر مهدوی

خزان ز راه می‌رسد، جوانه پیر می‌شود(شعر مهدوی) -
خزان ز راه می‌رسد، جوانه پیر می‌شود نَفَس چه زود می‌رود، بیا که دیر می‌شود شب است و باد می‌وزد، چگونه صبح می‌کنی؟ دلم چه شور می‌زند؛ به غم اسیر می‌شود چه راه‌ها که بی عبور تو غبار می‌خورد چه […]
ما پی نبرده ایم تو را آن چنان که هست-شعر مهدوی -
ما پی نبرده ایم تو را آن چنان که هست کاری نکرده ایم به قدر توان که هست کــاری بــرای آمــدن تو نکــرده ایم اما برای نذر قدوم تو جان که هست گر بی قراری دل ما آشکـــار نیست پیدا […]
میرسد جمعه‌ای و پیشِ تو دَم می‌گیریم، عاقبت غُربتِ این جمع به سر می‌آید -
بویِ سیبِ حرم از سمتِ سحر می‌آید قطعِ این فاصله از دستِ تو بر می‌آید روز و شب کارِ شما گریه شده می‌دانم باز از دامنتان بویِ جگر می‌آید کاشکی قدر بدانیم جوانی‌ها را زود بر شاخه در این فصل […]
آخرین امید جمکرانی ها شعر مهدوی از اسماعیل شبرنگ -
آخرین امید جمکرانی ها، شعر مهدوی از اسماعیل شبرنگ می رسد روزی که می آید سواری از سفر این شب هجران به پایان می رسد وقت سحر بهترین تصویر اهل آسمانی ها تویی آخرین امّید قلب جمکرانی ها تویی جمعه […]
شعر مهدوی شب یلدا ، جواد هاشمی -
روزگاران همه را درشب یلدا ماندیم درتب حسرت و در تاب تمنّا ماندیم تا شنیدیم تویی منجی و خواهی آمد به مناجات نشستیم و به نجوا ماندیم برسر جادّه، سجّاده‌ی صبر افکندیم چشم برکعبه‌ی موعود به صحرا ماندیم با دعا […]
دوران ریخته بر هم، شعر مهدوی از محمد جواد شیرازی -
دوران ریخته بر هم، شعر مهدوی از محمد جواد شیرازی دردی که گلستان مرا ریخته بر هم آسایش دوران مرا ریخته بر هم هجران رخ یوسف زهراست که این طور آبادی کنعان مرا ریخته برهم بیچارگی و درد فراقی که […]