تا به کی صبر کنم؟ تا چه زمان چشم به راه؟

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه

به امید قدمت کون و مکان چشم به راه

سال‌ها می‌رود و حرف دل من این است

تا به کی صبر کنم؟ تا چه زمان چشم به راه؟

شهر یک‌پارچه از دوری تو می‌گرید

همه از مرد و زن و پیر و جوان چشم به راه

در نبودت همه چیز از جریان افتاده‌ست

کوه و دشت و چمن و رود روان چشم به راه

غصه‌های دلش از موی سپیدش پیداست

پدرم با دل خون، قد کمان، چشم به راه

مهدیه آمدن‌ام فلسفه دارد، آری

غیر از این است همه منتظران چشم به راه؟

تا به هنگام گذر بذل محبت بکنی

این گدا را سر راهت بنشان چشم به راه

آل یاسین و سمات و فرج و ندبه و عهد

شیخ عباس و مفاتیح جنان، چشم به راه

حکم احداث حریم حسنی دست شماست

سالیانی‌ست بود «فرشچیان» چشم به راه

تا بگویند برایت غزل جمعه وصل

«شفق» و «میثم» و امثال «حسان» چشم به راه

سحری هم که شده سمت حسینیه بیا

که نشستیم همه دل نگران چشم به راه

شاعر: علیرضا خاکساری

نظرات (1)

    ممنون از شعرتون….دوسال پیش قبل ازدواجم حالم بد بود اومدم اینستا روز جمعه بود.پست شعر امام زمانی از پیج اینستاتون رو خوندم و حالم خوب شد…..و امروز بعد از دو سال زندگی مشترک باز دلم گرفته بود و اومدم دیدم استوری گذاشتید اینستا و یه شعر انتظار دیگ و بازم حالم خوب شد…ممنون از شما….یه مبلغی هم نا قابل در قسمت حمایتهاتون زدم.امید وارم خدا از م قبول کنه

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *