سر درس مهدویت ۴ (دلیل بر وجود امام زمان علیه السلام ۴)

 ۶۰-۱-۱

  1. در درس قبل بر ضروری بودن مساله وجود منجی در دین اسلام تاکید کردیم در این درس می کوشیم تا این ادعا را روشن تر سازیم.
  2. بدون شک در بین فرقه های اسلامی، فرقه ای که بیشترین فاصله فکری را از شیعیان دارد فرقه «وهابیت» است؛ جماعتی که خون شیعه را مباح شمرده و تفکر شیعی را منحرف تر از تفکر یهود قلمداد می کنند و هر روزه در گوشه ای از دنیای اسلام دستان خویش را به خون مسلمین بی پناه آغشته می سازند؛ با این همه حتی این فرقه نیز در اصل «وجود مهدی موعود» علیه السلام با سایر فرقه های اسلامی همصدا هستند و این مساله به روشنی «ضروری بودن وجود منجی» را اثبات می نماید.
  3. این درس را با ترجمه بخش هائی از بیانیّه رسمی «رابطه العالم الاسلامی»، که از بزرگترین مرکز وهابیّت بوده و مقرّ آن در مکه است، به عنوان یک سند زنده بر اعتقاد عموم مسلمانان به موضوع مهدویّت به پایان می‏بریم. در سال ۱۹۷۶ م شخصی از این مرکز سؤالی درباره ظهور مهدی منتظر پرسیده است. دبیر کل این مرکز در پاسخی که برای او فرستاده نامه مفصلی نگاشته است که ترجمه برخی از جملات آن از نظر می گذرد:
  • به هنگام ظهورِ فساد در جهان و انتشار کفر و ستم، خداوند به وسیله او (مهدی) جهان را پر از عدل و داد می‏کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است.
  • او آخرین خلفای راشدین دوازده گانه است که پیامبر در کتب صحاح از آنها خبر داده است. احادیث مربوط به مهدی را بسیاری از صحابه پیامبر نقل کرده‏اند. از آن جمله: عثمان بن عفان، علی بن أبی طالب، طلحه بن عبید الله، عبد الرحمان بن عوف و …
  • بعضی از دانشمندان اسلامی کتب خاصی در این زمینه تألیف کرده‏اند. از جمله: ابو نعیم، ابن حجر هیتمی، شوکانی، ادریس عراقی مغربی و …
  • عدّه‏ای از بزرگان و دانشمندان اسلام، از قدیم و جدید، در نوشته‏های خود تصریح کرده‏اند که احادیث رسیده در زمینه مهدی در حدّ «تواتر» است (و به هیچ وجه قابل انکار نیست). از جمله: سخاوی، محمد بن احمد سفاوینی، ابو الحسن ابری، ابن تیمیه در فتاوایش، سیوطی، ادریس عراقی مغربی و …
  • بنابر این، اعتقاد به ظهور مهدی (بر هر مسلمانی) واجب بوده و از جمله عقاید اهل سنت و جماعت است و جز افراد نادان و بی خبر یا بدعتگذار، آن را انکار نمی‏کنند.

اینها ترجمه قسمتهای حساس این رساله است که از نظر خوانندگان محترم گذشت. (ر.ک: سیره پیشوایان، ص ۷۰۱)

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *