چرا حکومت امام مهدی(عج) را حکومت مستضعفان می نامند؟

۲۹

چرا حکومت امام مهدی(عج) را حکومت مستضعفان می نامند؟

با ظهور حضرت حجت(عجل الله) طبق وعده الهی، مستضعفان، حاکمیت و حکومت را بر دست خواهند گرفت و حاکم مستضعفان امامی خواهد بود که به امر الهی قرنها در پرده غیبت و منتظر اجرای احکام و اوامر الهی برای تحقق حکومت مستضعفان است. اما مستضعف به چه معناست؟

واژه «مستضعف» ازماده «ضعف» است، اما چون به باب استفعال برده شده به معنی کسی است که اورا به ضعف کشانده اند و دربند و زنجیرکرده اند. به تعبیر دیگر مستضعف کسی نیست که ضعیف و ناتوان و فاقد قدرت و نیرو باشد. مستضعف کسی است که نیروهای بالفعل و بالقوه دارد، اما از ناحیه ظالمان و جباران سخت در فشار قرار گرفته، ولی با این حال در برابر بند و زنجیر که به دست و پای او نهاده اند ساکت و تسلیم نیست و پیوسته تلاش می کند که زنجیرها را بشکند و آزاد شود، دست جباران و ستمگران را کوتاه سازد و آئین حق و عدالت را برپا کند.

همچنین اگر بشر به وظیفه خود در قبال امامت عمل نکند، پدیده «استضعاف امامت» پیش می آید. استضعاف امامت یعنی تضعیف امامت و بی یاور گذاشتن آن. آن گاه که جامعه ای جریان امامت را تنها گذارد و منطق آن را نپذیرد و آن را در اقلیت قرار دهد و به انزوا سوق دهد، گفته می شود که امامت را تضعیف کرده اند. استضعاف امامت، کاهش نقش آن در جامعه و به طور مشخص کنار گذاشتن آن از جریان حکومت و حاکمیت می باشد.

ره آورد استضعاف امامت دو چیز بوده است: اول «خانه نشینی امام» و دوم «غیبت امام» بر همین اساس می توان این مقطع از تاریخ امامت را به دو دوره خانه نشینی و غیبت تقسیم کرد. دوره اول یعنی خانه نشینی امام، تا پیش از آخرین امام است و دوره غیبت، مربوط به امام آخرین. در مکتب اسلام تعداد امام، معین و محدود است، از این رو در آخرین امام، پدیده خانه نشینی که نهایت آن شهادت است رخ نمی دهد، بلکه برای وضعیت آخرین امام، تدبیر خداوند متعال غیبت و سپس ظهور است.»(۱)

در قرآن در چند آیه از واژه مستضعف استفاده شده است، ازجمله؛

«وَ أَوْرَثْنَا اَلْقَوْمَ اَلَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا اَلَّتِی بارَکْنا فِیها وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ اَلْحُسْنى عَلى بَنِی إِسْرائِیلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما کانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما کانُوا یَعْرِشُونَ»(۲)

خاوران و باختران زمین را، که به آنها برکت داده بودیم، میراث قومى قرار دادیم که فرودست (مستضعف) نگاهداشته مى‌شدند؛ و وعدۀ نیکوى پروردگار به بنى اسرائیل-به سبب صبرى که کرده بودند-انجام یافت؛ ما آنچه را فرعون و قومش مى‌ساختند و آنچه برمى‌افراشتند، ویران کردیم.

این آیه دربارۀ زوال حاکمیت طاغوتى فرعون و تأسیس حکومت مستضعفان به دست پیامبر بزرگوار حضرت موسى(ع) است.

«وَ اُذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی اَلْأَرْضِ، تَخافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ اَلنّاسُ، فَآواکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ، وَ رَزَقَکُمْ مِنَ اَلطَّیِّباتِ، لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»(۳)

زمانى را به یاد آورید که شمارى اندک بودید (در میان دشمنان بسیار) و شما را در زمین (مکه) فرودست (مستضعف) مى‌شمردند، و بیم آن داشتید که با یک هجوم کارتان را بسازند، در آن حال، خداوند پناهتان داد، و یاریتان کرد، و روزیهاى پاکیزه بخشید، تا مگر سپاس دارید.

این آیۀ کریمه دربارۀ تأسیس دولت محمدى(ص) و نجات مستضعفان جزیره العرب به دست پیامبر مستضعفان حضرت محمد(ص) است. این دولت پس از پیامبر اکرم(ص) در مدت زمان امامت امام على(ع) نیز ادامه یافت، و روح اصلى آن‌که مستضعف‌گرایى و حمایت از محرومان و پابرهنگان و طرد و نفى مستکبران و زراندوزان و طاغوتان بود کاملا پایدار ماند، و آخرین روزهاى حکومت عدل علوى، آخرین روزگار حاکمیت این خط اصیل اسلامى بود.

«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِینَ اُسْتُضْعِفُوا فِی اَلْأَرْضِ، وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً، وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِینَ»(۴)

ما مى‌خواهیم به مستضعفان زمین نیکى کنیم، یعنى: آنان را پیشوایان سازیم و وارثان زمین.

این آیه به صراحت، از امامت مستضعفان سخن گفته است و فرودستان و مستضعفان را میراث بر آن زمین معرفى کرده است، دربارۀ دوران ظهور و رستاخیز قیام مهدى آل محمد(ص) است، که به دست آن منجى بزرگ این وعدۀ خدایى تحقق مى‌پذیرد.

امیرالمؤمنین(ع) در تفسیر آیه فرموده اند: «هم آل محمد، یبعث اللّه مهدیّهم بعد جهدهم، فیعزّهم و یذلّ عدوّهم»(۵)

ایشان (مستضعفان میراث بر زمین)، خاندان پیامبرند که خداوند پس از سختیها، مهدى ایشان را برانگیزد و به آنان عزّت بخشد و دشمنانشان را خوار سازد و واضح است که حکومت آل محمد(ص) یعنى همان حکومت مردم مستضعف و رسیدن محرومان به حق خود.

از نظر دیگر نیز براى اجراى عدالت راستین، حاکمیت فرودستان محروم ضرورت دارد، زیرا که در تمامى دوران گذشتۀ تاریخ مورد اصلى ظلم و بى‌عدالتى، طبقات محروم بوده‌اند و سرانجام باید پدیدۀ ناهنجار و ضد بشرى «استضعاف» -که تعبیرى از همۀ ظلمها و ستمهاست-از میان برود و انسان از زیر بار سنگین و شکننده آزاد شود.

در این راستا و براى این امر مهم، مبارزه با علل اصلى استضعاف ضرورتى اجتناب ناپذیر است. روشن است که زورمندان و زر به دستان، دو عامل اصلى استضعاف بخشهاى عظیم انسانى در گذشته و اکنون بوده‌اند و هستند. هرظلم و ستمى که به محرومان و بى‌پناهان شده است، یا مستقیم به دست حکومتهاى اشرافى و مرفّه انجام گرفته است و یا به دست طبقات اشراف و سرمایه‌داران و قارونیانى که در زیر چتر حمایت حکومتهاى مستکبر قرار داشتند و با حمایت قانونى و عملى آنها راه ظلم و تحمیل و استثمار را هموار مى‌ساختند.

این نظامها و جریانهاى ضد بشرى هنگامى پایان مى‌یابد که حکومت و قدرت سیاسى و نظامى جامعه فقط و فقط به دست طبقات محروم و مستضعف سپرده شود. دفاع از حقوق پایمال‌شدۀ فرودستان و مستضعفان آنگاه امکان دارد که حاکمیت به دست آنان سپرده شود. هرحکومتى هرچه صالح باشد نمى‌تواند حقوق محرومان را به آنان بازگرداند، مگر اینکه خود از این طبقه باشد و دردهاى این طبقه را با تمام وجود خویش لمس کرده باشد و این چگونگى تحقق نمى‌پذیرد مگر اینکه طبقۀ حاکم از مستضعفان باشند. تنها و تنها در این صورت است که مى‌توان امید داشت در قانون و اجرا و در تئورى و عمل، جانب محرومان رعایت گردد و پایگاههاى استکبار و قدرت و سلطه واژگون شود و پدیدۀ «استضعاف» از سرزمین زندگى محو گردد. (۶)

امام خمینی(ره) در این مورد می فرمایند: «ما امید آن داریم که همۀ اقشار ملتهای مستضعف به هم بپیوندند. … باید این نهضت در تمام عالم ـ نهضت مستضعف در مقابل مستکبر ـ در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبدأ، و نقطۀ اول و الگو برای همۀ ملتهای مستضعف[باشد]…سایر اقشار ملتها به این رمز اسلامی، به این رمز ایمانی، اقتدا کنند. در تمام اقشار عالم، مسلمین بپاخیزند؛ بلکه مستضعفین بپاخیزند. وعدۀ الهی که مستضعفین را شامل است و می‏فرماید که ما منت بر مستضعفین می‏گذاریم که آنها امام بشوند در دنیا، و وارث باشند. امامت حق مستضعفین است، وراثت از مستضعفین است؛ مستکبرین غاصبند، مستکبرین باید از میدان خارج بشوند.»(۷)
منابع:
۱- دانشنامه موضوعی قرآن کریم ، مقاله مستضعف در قرآن و روایات ، فاطمه ترکی

۲-آیه ۱۳۷ سوره اعراف

۳-آیه ۲۶ سوره انفال

۴- آیه ۵ سوره قصص
۵- شیخ طوسی، غیبت، تهران، کتاب‏فروشی اسلامی ۱ /۶۰۴ ، تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان، ج ۱۶، ص ۱۸، به نقل از تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۱۰

۶- عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام پژوهشی در انقلاب جهانی امام مهدی «عج» محمد حکیمی صص۱۷۰-۱۶۷

۷– صحیفه امام ج ۷ ، قم ۲۴/۰۲/۱۳۵۸

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *