می_خوام_با_باشم ۱۳

 

ماه۱۱۱۱

– از میلاد خبری نشد؟
– نه علی جان، خیلی شرمندتم، نمی دونم چطوری تو روت نگاه کنم.
– تقصیر تو نیست مسعود، خودم بی تجربگی کردم. راستی رضا حیدری که یادته؟
– آره، همون که همیشه شاگرد اول بود. چطور؟
– امسال تو کنکور ارشد رتبه ۸ رو آورده
– آفرین، از شاگردهای تو بعید نیست. عشق و انگیزه تو برای درس دادن بچه ها همیشه برام قابل تحسینه. علی این روزا علاوه بر گرسنگی مفرط، خیلی هم تشنه ام می شه.
– از بس سحری غذای چرب و زولبیا بامیه می خوری، می گم هنوزم مثل قبل شب ها همیشه گرسنت می شه؟
– آره بابا، هنوزم همونجورم. یادته هر شب گرسنه بودم و بهم می گفتی وقتی می خوام برا درس و کارهام بیدار بمونم خوراکی بذارم کنار دستم و گوش نمی دادم. هی، یادش بخیر.
***
دهه آخر ماه رمضان بود. مسجد نسبت به روزهای اول ماه شلوغ تر شده بود. گویا مردم با نزدیک شدن به آخر ماه به تلاطم افتاده بودن تا از این سفره ای که پهن شده، توشه ای بردارند.
– به این فراز قشنگ دعای افتتاح خوب دقت کنید و بگید چه برداشتی ازش می کنید:
خدایا به وسیله آن امام، ما را از پراکندگی به جمعیت برسان. رخنه میان ما را پر کن و جدایی ما را به وصل، بدل ساز. تعداد کم ما را افزون گردان. ما را از خواری به سربلندی نایل ساز. نیاز ما را به بی نیازی تغییر ده. بدهی مان را ادا و نداری مان را جبران کن. راه تهی دستی مان را ببند و سختی مان را آسان گردان. به ما آبرو ببخش و از اسارت آزادمان کن. خواسته هایمان را برآورده کن. وعده هایمان را عملی و دعایمان را برآورده ساز. درخواست مان را اجابت فرما و ما را به آرزوهای دنیا و آخرت مان برسان و به واسطه او (امام زمان) افزون بر میل و خواهش مان به ما ببخش.

یکی از نوجوون ها دستش رو بالا برد و گفت:
– حاج آقا بنظرم می خواد بگه که جامعه ای می تونه مهدوی باشه که خودش رو از تفرقه حفظ کنه و این که بهترین عامل برای اتحاد جامعه، اتحادی هست که به واسطه امام زمان ایجاد می شه(اللهم المم به شعثنا) شایدم می خواد بگه که در مکتب مهدوی، دنیا و آخرت کنار هم قرار گرفتن چون در دعا اومده که: و بلّغنا به من الدنیا و الاخره آمالنا.

ادامه دارد…

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *