شعر مهدوی عاشورایی-وقتی که یاحسین همه یِ های ­و ­هوی ماست

حالا بیا که آمدنت آرزوی ماست

بغض هزار جمعه میان گلوی ماست

شرمنده ­ایم اینهمه یادت نبوده ­ایم

عکست غروب جمعه فقط روبه ­روی ماست

ما فکر می­کنیم که او گم شده ولی

هر لحظه لحظه اوست که در جستجوی ماست

ماهِ مُحَرَمی که می ­آید کنار تو

مُحرم شدن به کرب وبلا آرزوی ماست

ما گریه می­کنیم که پاکیزه­تر شویم

اشک است در نماز که آب وضوی ماست

یا صاحب الزمان به خدا ذکر ما تویی

وقتی که “یاحسین” همه یِ های ­و ­هوی ماست

هر شب کنار روضه ی تو مست می­شویم

آب دو دیده یِ تو شراب سبوی ماست

ما سینه می زنیم که دل را تکان دهیم

نام تو در حسینیه ­ها گفتگوی ماست

سینه زدن برای علمدار واجب است

این دست و سینه روز جزا آبروی ماست

گفتی که زود میرسم آقا به سر زنان

هر جا به پا، عزای دو دست عموی ماست

“آقا دعای ما که به جایی نمی­رسد”

زینب میان ندبه یِ ما روضه گوی ماست

شاعر:مهدی رحماندوست

نظرات (1)

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *