منجی دوازدهم | مهدویت"کلیپ"عکس نوشته"متن کوتاه"امام زمان

منو

۹۶. ادعای سید مصطفی برزنجی

مدعیان دروغین مهدویت

سید مصطفی پسر سید علی برزنجی، از مدعیان مهدویت بود که در کردستان به تبلیغ خود می پرداخت و اکنون بعد از مرگ خود، در غیبت کبری به سر می برد! دو سایت اینترنتی به چهار زبان زنده دنیا به تبلیغ نوشته ها و باورهای این مدعی مهدویت می پردازند که به اعتقاد ساده لوحان معتقد به او، اکنون بعد از کشته شدن در غیبت کبری به سر می برد. وی در سال ۱۹۵۵ میلادی، در روستای «کومه له»، از توابع شهرستان سنگر واقع در شمال استان سلیمانیه عراق متولد شد و در سال ۱۹۸۸ ادعای مهدویت کرد و مردم را به خود فراخواند.

این شخص در سفری به ایران سعی در جلب نظر علمای شیعه کرد که با مخالفت شدید علما رو به رو شد و دوباره به عراق پناه برد و سعی کرد با تحریک احساسات قومی کردهای عراق، جایگاه خود را بین آنها مستحکم نماید. به ادعای برزنجی، کلمات الله از سوی فرشته ای به او الهام شده و این نوشته ها از سوی خداوند برای او فرستاده شده است و تمام آنها نظیر قرآن کریم دارای معجزه بلاغی و محتوائی و … است. نامبرده در اولین پیام فارسی اش به مردم ایران می نویسد: «این پیام اول است به زبان فارسی در عهد ظهور، از این جانب بنده خدا و حجت خدا، امام زمانتان مهدی موعود، برای انس و جن و تمام مکلفین آراسته می گردد، طبق مأموریت خداوند متعال: [که به من فرموده] «کلِّمِ النّاسَ بِما أُنْزِل»

به باور برخی از مردم سنگسر عراق، این مهدی دروغین روزی دوباره ظهور خواهد کرد، البته نه در مکه بلکه در کردستان عراق! (ر.ک: مهدیان دروغین، ۲۹۷ و سایت اینترنتی نامبرده)

پوستر با کیفیت بالاتر

نویسنده :  مهدی شجریان

71 thoughts on "۹۶. ادعای سید مصطفی برزنجی"

  • حسن گفت:

    مهدی عج امام دوازدهم هستند.ایشان دروغ هستند.خدمت مهدی تشرف خیلی ها بردندواسان نیست که کسی خودرا مهدی عج بنامد.شک نداره امام زمان حجت بن حسن عسکری عج هستندوبعدازچندنشانه ظهورخواهندکرد.این شخص دروغ است. مهدی عج برجمال محمدص هستندوندامیشودکه من مهدی عج هستم.مهدی عج مذهب تشیع حقیقت قطعی است.
    انتظارعلمای تشیع وبرخی هم از اهل تسنن برای ظهورمهدی عج حق وحقیقتی قطعی است.یه بنده نیست بگه این همه یقین درتشیع .چراباورندارید

  • شعیب گفت:

    پس چرا امام صادق علیه فرمودند وقتی قائم ما ظهور کند مردم میگویند این چگونه است در حالی که استخوان‌های او پوسیده است از فلان زمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
    و همچنین خیلی از روایات دیگر

  • شعیب گفت:

    خوب چرا امام صادق و امام جعفر علیه سلام میفرمایند وقتی قائم ما قیام کند مردم میگویند این چگونه است در حالی که استخوان‌های او پوسیده است از فلان زمان

    • سلام و خدا قوت
      لطف بفرمایید روایتی که از معصومین نقل میکنید سند آنرا نیز بیاروید.فرضا چنین باشد؛ چه چیزی اثبات میشود؟
      مهدویت برزنجی؟؟؟

  • شعیب گفت:

    پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرموده(لاتفوم الساعه حتی تقتلوا امامکم و تجتدلوا بأسیافکم و یرث دنیا شرارکم)(زمان قیامت نخواهد آمد تا امامتان را نکشید وبا شمشیر به جان همدیگر نیفتید و شریران دنیا را به میراث نگیرند)
    سنن ابن ماجه/ کتاب الفتن ح ۴۰۴۳

    • در پاسخهای قبلی روایت آوردید که درخواست سند کردم، روایت دیگری آوردید که ارتباطی با بحث ما نداشت
      لطفا سند روایات را بفرمایید و بعد ادعای جدید حرف جدید بزنید.سپاس

  • شعیب گفت:

    حضرت امام علی علیه‌السلام در مورد ذوالقرنین فرموده:
    (ذولقرنین نه نبی بود و نه پادشاه بلکه فرد صالح و مؤمنی بود که خداوند او را مبعوث نمود و به طرف قومش فرستاد تا مردم را بسوی خدا بخواند. «با شمشیر» به یک طرف سرش زدند و او شهید گشت و دوباره خداوند او را زنده نمود. برای جهاد با آنان «تا کار را تمام کند» و در میان این امت نیز کسی مانند ذوالقرنین می باشد)
    تفسیر درالمنثور /سیوطی جع/۲۴۱ _ تفسیر سیدهاشم بحرانی
    در تفاسیر اهل سنت از امان علی در مورد ذوالقرنین نقل کرده اند که فرموده است:
    (ذوالقرنین پس از شهید شدن زنده شد و در میان این امت کسی مانند او می باشد.)
    تفاسیر اهل سنت مانند طبری. سیوطی . کشاف. ابوبکر رازی و . . .

  • شعیب گفت:

    در بعضی روایات به خارج شدن امام مهدی از زیر زمین اشاره شده که به چند نمونه آن اشاره میکنم
    حسن بن خالد از حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام روایت می‌کند( مهدی از زمین خارج می شود و زمین به نور پروردگار خود منور میگردد. و منادی از آسمان ندا می‌دهد بعد خارج می‌شود)
    ینابیع الموده از کتاب فرائد المسمطین
    ایوب‌بن‌نوح از امام هادی علیه‌السلام روایت کرده که آن حضرت فرموده:( هنگامی که علم شما از میانتان برداشته شد پس زیر قدمهای خود منتظر فرج باشید) و در این این روایت به خروج امام از زیر زمین اشاره شده. و این قضیه به جهت مدفون شدن در زیر خاک و زنده شده پس از مرگ پیش می‌آید. همانطور که در قرآ نیز به خروج دابه‌الارض که کنایه از مهدی است از زیر زمین اشاره شده و هیچ شکی در آن نیست.
    غیبت نعمانی

  • شعیب گفت:

    حجاج خشاب از امام صادق علیه‌السلام و آن حضرت از پدران خویش روایت کرده گوید:( رسول خدا فرمود: اهل‌بیت من در مثل همچون ستارگان آسمانند که هرگاه ستاره‌ای از نظر ناپدید شود اختری دیگر خواهد دمید تا آنجا که چون ستاره‌ای از آنها سربرزند و شما چشمان خویش بدان سوی دوزید و به سوی او با انگشتان اشاره کنید پس فرشته مرگ او را در رباید سپس مدتی از روزگارتان را این چنین به سر برید . و فرزندان عبدالمطلب جملگی در این امر یکسان شوند و شناخته نگردد کدام از کدام است. پس در چنین حال و وضعی ستاره شما آشکار شود پس خدا را سپاس گوئید و امامت او را بپذیرید.) غیبت نعمانی

  • شعیب گفت:

    از ابی عبدالله علیه‌سلام:( وقتی امام مهدی علیه‌سلام قیام می کند مردم میگویند چگونه می شود و حال آنکه استخوانهایش پوسیده شده است.)غیبت نعمانی باب: ۱۰ ص۱۵۴
    حماد‌بن‌عبدالکریم‌الجلاب گوید:( در محضر امام صادق علیه‌سلام از حضرت قائم یاد شد پس آن حضرت فرمود : بدانید که هرگاه او قیام کند حتما مردم می گویند: این چگونه ممکن است در حالی که چندین و چند سال است که استخوانهایش نیز پوسیده است) غبیت نعمانی
    این روایات اشاره به این دارد که پس از غیبت کبری امام مهدی مردم در مورد او میگویند که کشته شده و یا از بین رفته و در موقع ظهور بعد از غیبت هم می گویم : چگونه ممکن است او زنده باشد در حالی که چندین و چند سال است که استخوانهایش هم پوسیده شده !!! آیا این گفته های مردم دلیل بر این نیست که مردم زمانی از مرگ و شهادت آن امام با خبر شده آند و بعد از رجعت که شاهد زنده بودن ایشان هستند در حالت بهت و تعجب اینچنین اظهاراتی می کنند؟؟؟ و این در حالی است که در مورد مهدی اعتقاد مسلمانان به دو گونه است .
    اهل تشیع(عام و خاص) معتقد به زنده بودن و غایب شده امام از انظار عمومی هستند بطوری که در میان مردم زندگی می‌کند در حالی که آنها اورا نمی‌شناسند. و اهل سنت هم معتقدند به اینکه هنوز بدنیا نیامده . لذا از دیدگاه هردو گروه هیچ دلیلی وجود ندارد که در موقع ظهور امام حرفی از مرگ و پوسیده شدن استخوانهایش بزنند. اما درمورد سیدمصطفی برزنجی مردمان زیادی شاهد بر ادعای مهدویت و شهادت و تدفین ایشان بوده اند. و از طریق رسانه‌های عمومی نیز به اطلاع مردم رسیده شده. پس در صورت رجعت آن بزرگوار است که مردم پس از دیدن ایشان در مقام تعجب و حیرت سخن از شهادت و مرگ و پوسیده بودن استخوانهایش می کنند.
    ادعای رسالت آن بزرگوار که پس از شهادتش در بین مردم به فراموشی سپرده شده پس از رجعت همه را حیران می کند و قیام ایشان بعد از به فراموشی سپردنش به‌وجود می‌آید.
    اهل تشیع به آن معتقد هستند. همچنانکه ابوسعید خراسانی از امام صادق علیه‌سلام روایت می کند:(سمی القائم بعد موت ذکری) (به او می گویند قائم زیرا بعد از آنکه یاد او در خاطره‌ها نماند قیام می‌کند)معانی الاخبار شیخ صدوق

  • شعیب گفت:

    ابی‌سعیدخراسانی نقل می کند که از ابی‌عبدالله سؤال کردم (آیا مهدی و قائم یکی است؟ فرمود بله به این جهت به او قائم می‌گویند زیرا قیام می کند بعد از اینکه میمیرد. بدون شک بهدامر بزرگی قیام می‌کند.) النجم‌الثاقب ج:۱ ص: ۲۱۱ _ غیبت شیخ طوسی
    در روایتی از امام باقر علیه‌سلام آمده: (سلطنت دولت قائم بعد از مردن ایشان است.) و این امر در کار ائمه هیچ جای تعجبی ندارد همچنانکه ابو بصیر از امام باقر علیه‌سلام نقل کرده ( کار ما مانند کسی است که خداوند اورا صد سال میراند و آنگاه دوباره برانگیزاند) بحارالانوار
    برنامه امام برنامه خدائی است و هرکسی را توان فهم اسرار الهی نیست.

  • شعیب گفت:

    انشاءالله در مورد مکان ظهور آن حضرت همچنان که در مورد مرگ و شهادت و رجعت ایشان مستند و با دلیل استناد کردم مستند دیدگاه هم را میفرستم

  • شعیب گفت:

    و شماهم دلیل و اثبات خود را بیاورید در رد آن

  • شعیب گفت:

    من منتظر جوابتان هستم

  • شعیب گفت:

    من منتظر جوابتان هستم

  • شعیب گفت:

    شما مهدی را که خودتان میخواهید را میخواهید نه مهدی را که خدا می خواهد در روایات آمده که بزرگترین دشمنان آن حضرت فقه‌ها هستند و فقیهان بزرگترین دشمنان آن حضرت هستند.

  • شعیب گفت:

    پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرموده(لاتفوم الساعه حتی تقتلوا امامکم و تجتدلوا بأسیافکم و یرث دنیا شرارکم)(زمان قیامت نخواهد آمد تا امامتان را نکشید وبا شمشیر به جان همدیگر نیفتید و شریران دنیا را به میراث نگیرند)
    سنن ابن ماجه/ کتاب الفتن ح ۴۰۴۳
    این حدیث چطور ربط ندارد درحالی که به قتل و شهادت امام زمان دلالت دارد؟

    • روایتی که آورده اید را به درستی بخوانید.روایت در مورد قیامت هست.
      به عقیده حقّه شیعه امام زمان در پس پرده غیبت است که ما در درسهای امام زمان شناسی http://monji12.com/mahdaviiat/emamzaman_shenasi به تفصیل در این باره نوشته ایم.
      اما اگر شما در مورد روایتی که هنوز وقوع پیدا نکرده ادعا دارید که به وقوع پیوسته تا بتوانید ادعای مهدویت برزنجی را اثبات کنید کاملا در اشتباه و انحراف هستید.در مطلب بالا نوشته ایم که برزنجی یک مدعی دروغین مهدویت است و شما نیز اگر در طرفداری این عقیده هستید تفکر کنید و مطالب امام زمان شناسی که لینک دادم بخوانید، امید وارم رستگار شوید.

  • شعیب گفت:

    شما نوشته اید که شیعه دلیلی ندارد در حالی که در همین سایت ما(منجی دوازدهم) دلایل شیعه برای وجود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) با سند و مدرک آورده شده است
    این حرف از آن جهت است که برای زنده شدن آن امام دلیلی ندارد چون اهل تشیع معتقد است که امام زمان فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام هستند و از نظر غایب شدن ازاین لحاظ گفته شده و اهل سنت نیز معتقد به این است که هنوز به‌دنیا نیامده است

    • جناب آقای شعیب
      امام زمان زنده است و از دنیا نرفته که زنده شود.درخواست دارد درسهای امام زمان شناسی را از شماره یک تا ۱۰۰ بخوانید تا لا اقل با عقاید شیعه آشنا شوید که توهمات خود را به نام شیعه رقم نزنید.
      این لینک را سر بزنید و از شماره یک بخوانیدhttp://monji12.com/mahdaviiat/emamzaman_shenasi

  • شعیب گفت:

    از نظر و دیدگاه اهل تشیع امام زمان علیه‌سلام از نظرها غایب هستند و در غیبت صغری بسر میبرند.
    خوب پس این احادیث که دلیل بر کشته‌ و شهید شدن و زنده شدن ایشان است که هم اهل تشیع آن را روایت کرده اند و هم اهل سنت چه پاسخی دارید.

    • جریان شهید شدن امام زمان بعد از ظهور حضرت اتفاق می افتد.
      مطلب زیر را بخوانید:
      قرآن می فرماید: “هر نفسی مرگ را می چشد”. [۱]طبق این آیه که بیان کننده سنت الاهی در باره همۀ مخلوقات است، امام زمان (ع) نیز پس از برقراری عدالت جهانی و ایجاد حکومت جهانی از این دنیا می روند. اما آیا به مرگ طبیعی یا به شهادت؟ از دسته‌ای روایات استفاده می‌شود که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا می‌رود. روایات زیر از آن جمله‌اند:
      ۱. ام سلمه از پیامبر خدا (ص) چنین نقل می‌کند:
      مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است…. او در میان مردم به سنت پیامبرشان عمل می‌کند، پس هفت سال درنگ می‌کند و آن گاه از دنیا می‌رود و مسلمانان بر او نماز می‌گزارند.[۲]
      ۲. در روایتی که در تفسیر آیه شریفه: “ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیهِم”‏[۳]؛ پس از [چندی] دوباره شما را بر آنان چیره می‌کنیم، از امام صادق (ع) نقل شده چنین آمده است:
      [منظور] خروج [امام] حسین(ع) با هفتاد تن از یارانش [در زمان رجعت است] در حالی که کلاه‌خودهای زرینی که دو رو دارد بر سر دارند و اعلام کنندگانی به مردم برسانند: این حسین است که خارج شده است، تا آن جا که مؤمنان هیچ شک و تردید درباره او نکنند و بدانند که او دجّال و شیطان نیست، و او است حجّت قائم [به حق] در میان شما و چون معرفت به این که آن حضرت همان حسین (ع) است در دل‌های شیعیان استقرار یافت، حضرت حجّت را مرگ فرا می‌رسد و کسی که آن جناب را غسل می‌دهد و کفن و حنوط می‌کند و به خاک می‌سپارد همان حسین [بن علی](ع) خواهد بود. جز وصی و امام هیچ کس متصدّی [کار کفن و دفن] وصی نشود.[۴]
      ۳. در روایت دیگری نیز امام صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است می‌فرماید: [امام] حسین (ع) در پی قائم (ع) خروج می‌کند… حسین (ع) به همراه آن گروه از یارانش که با او به شهادت رسیدند، به پیش می‌آید در حالی که هفتاد پیامبر او را همراهی می‌کنند، آن گونه که به همراهی موسی بن عمران فرستاده شدند. قائم (ع) انگشتر خود را به او واگذار می‌کند. پس حسین (ع) نخستین کسی است که عهده‌دار غسل و کفن و حنوط آن حضرت می‌شود و ایشان را در قبر خود قرار می‌دهد.[۵]
      از دسته ا‌ی دیگری از روایات استفاده می‌شود که آن حضرت به شهادت خواهند رسید:
      ۱. از امام حسن مجتبی (ع) روایت شده است: “به خدا سوگند، پیامبر خدا با ما پیمان بسته است که این امر [امامت] را دوازده‌ تن امام از فرزندان علی و فاطمه به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست، مگر این که مسموم یا کشته می‌شود”.[۶]
      ۲. امام صادق (ع) نیز در این باره می‌فرماید: “به خدا قسم هیچ‌یک از ما نیست، مگر این که کشته شده و به شهادت می‌رسد.[۷]
      ۳. از امام رضا (ع) نیز مشابه همین تعبیر، روایت شده است.[۸]
      با توجه به این دو دسته روایات اظهار نظر صریح و قطعی در مورد چگونگی وفات امام‌مهدی (ع) مشکل به نظر می‌رسد.
      اما با توجه به این که رابطه بین مرگ و شهادت عموم و خصوص مطلق است، یعنی مرگ اعم از مردن طبیعی و شهادت است و شهادت نیز نوعی از مرگ است نه خارج ار آن، از این رو می توان روایات دستۀ اول را حمل بر شهادت نمود و تعارض ظاهری را رفع نمود چون روایات دستۀ اول در مقام بیان اصل مرگ هستند نه کیفیت آن.
      پس با فرض این که آن حضرت به شهادت برسند قاتل ایشان کیست؟ در کتاب إلزام الناصب به نقل از برخی از علما عبارتی نقل شده است که قاتل آن حضرت این گونه معرفی شده است: “هنگامی که هفتاد سال [حکومت حضرت] حجّت به پایان رسید، مرگ به سراغ او می‌آید. زنی از «بنی تمیم» به نام «سعیده» که ریشی چون مردان دارد، از بالای پشت بام هاون سنگی به سوی آن حضرت که در حال گذشتن از آن مسیر است پرتاب می‌کند و او را می‌کشد. پس از درگذشت آن حضرت. [امام] حسین (ع) عهده‌دار به خاک سپاری او می‌شود. [۹]
      شهید سید محمد، محمد صادق، صدر نقدها و اشکالات متعددی بر این سخن وارد دانسته[۱۰] ازجمله می‌نویسد: این متن اساساً قابلیت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زیرا روایت نقل شده از یکی معصومین نیست، بلکه از بعضی از علما که ما نمی‌دانیم کیست، نقل شده است. حتی اگر این متن ـ چنان که از ظاهر آن برمی‌آید ـ اشاره به مضامین برخی روایات داشته باشد، تبدیل به روایت مرسلی می‌شود که نه سند آن مشخص است و نه امامی که از او روایت شده است. افزون بر این که سند روایات یاد شده معمولاً ضعیف است و مضامین آنها دور از ذهن است به گونه‌ای که نمی‌توان با آنها چیزی را ثابت کرد.[۱۱]
      پس از امام زمان (ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به این معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخی از جمله برخی از ائمه زنده می شوند. در روایات ما به رجعت برخی از پیامبران؛ مانند حضرت عیسی و برخی از ائمه؛ مانند امام حسین (ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبد الله انصاری، مالک اشتر و مفضل تصریح شده است. اصل رجعت از عقاید شیعیان است که روایات زیادی درباره آن وارد شده است تا آن جا که برخی مانند علامه مجلسی قائل به تواتر[۱۲] این روایات شده اند.[۱۳]

      [۱]. آل عمران، ۱۸۵.
      [۲]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۰۴، ح ۳۹.
      [۳]. اسراء، ۶.
      [۴]. کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۵۰، همچنین ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۹۴، ح ۱۰۳.
      [۵]. بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۰۳، ح ۱۳۰.
      [۶]. بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۷، ح ۱۹.
      [۷]. همان، ص ۲۰۹، ح ۷.
      [۸]. همان، ص ۲۱۴، ح ۱۶.
      [۹]. یزدی حائری علی ، الزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب، ج ۲، ص ۱۶۷.
      [۱۰]. سید محمد محمد صادق، صدر، تاریخ ما بعد از ظهور، ص ۸۸۱.- ۸۸۳.
      [۱۱]. برگرفته ازماهنامه موعود شماره ۸۳.
      [۱۲]. در علم حدیث روایات به سه قسم تقسیم می شود: الف. حدیث متواتر: روایتی که عده زیادی آن را روایت کرده اند به گونه ای که از گفتار آنها برای ما یقین حاصل می شود که این روایت از معصوم (ع) صادر شده است. ب. روایت مستفیض: از لحاظ اعتبار و ارزش به اندازه خبر متواتر نیست، ولی اعتبارش از خبر واحد بیشتر است. ج. خبر واحد: افراد کمی آن را روایت کرده اند و از لحاظ ارزش روایی پایین تر از دو قسم پیشین است.
      [۱۳]. بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۳۵۹.

  • شعیب گفت:

    با سلام و خسته نباشید مجدد پس من با اجازه تون راجب کتاب کلمات الله و مکان آن حضرت طبق روایت و مستند حدیث هارو نقل میکنم

  • شعیب گفت:

    بی‌سعیدخراسانی نقل می کند که از ابی‌عبدالله سؤال کردم (آیا مهدی و قائم یکی است؟ فرمود بله به این جهت به او قائم می‌گویند زیرا قیام می کند بعد از اینکه میمیرد. بدون شک بهدامر بزرگی قیام می‌کند.) النجم‌الثاقب ج:۱ ص: ۲۱۱ _ غیبت شیخ طوسی
    در روایتی از امام باقر علیه‌سلام آمده: (سلطنت دولت قائم بعد از مردن ایشان است.) و این امر در کار ائمه هیچ جای تعجبی ندارد همچنانکه ابو بصیر از امام باقر علیه‌سلام نقل کرده ( کار ما مانند کسی است که خداوند اورا صد سال میراند و آنگاه دوباره برانگیزاند) بحارالانوار
    برنامه امام برنامه خدائی است و هرکسی را توان فهم اسرار الهی نیست.
    در این حدیث و روایات دیگه،روایت شده امام منظور امام مهدی علیه‌السلام نه امام دیگری؟
    من به عقاید اهل تشیع در این باره آگاهم و مطالب‌هاتون را هم خواندم

    • جالبه شما برای اینکه مهدی دروغین خودتون رو حق بخونید روایات رو هم دستکاری میکنید!!!
      اون قسمتی از روایت که اومده او قیام میکند بعد از اینکه یادش فراموش می شود رو ترجمه میکنید بعد از اینکه میمیرد!!!!

      همه ی انحرافتون از خوراکی هست که بهتون میدن برای حجیت بخشیدن به مهدی دروغین.
      عزیزم شما برای اینکه بهتر بدونی روایتی رو بنده برات میارم این رو هم با ترجمه فراموش شدن یاد حضرت بخون نه با ترجمه های جهت دار …..

      از امام جواد علیه السلام سۆال شد: چرا او را قائم می نامند؟ امام فرمود: «لأنّه یقوم بعد موتِ ذکرِه و ارتدادِ اکثرِ القائلین بأمامته»( کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۳۷۸، ح ۳.): «چون پس از آن قیام می کند که از یادها رفته است و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته اند.»

      پس منظور مردن نیست
      اینهمه روایت در وجود امام زمان رو در درسهای امام زمان شناسی اوردیم شما نخونده میگین خوندم و گیر دادین به روایتی که براتون دیکته کردند
      جور دیگر باید خواند…..

  • شعیب گفت:

    خوب چرا درچندنمونه حدیث‌های که از امان صادق علیه‌سلام و دیگر امامان آوردم و به تواتر هم رسیده جوابی ندادید مثل این احادیث:
    ز ابی عبدالله علیه‌سلام:( وقتی امام مهدی علیه‌سلام قیام می کند مردم میگویند چگونه می شود و حال آنکه استخوانهایش پوسیده شده است.)غیبت نعمانی باب: ۱۰ ص۱۵۴
    حماد‌بن‌عبدالکریم‌الجلاب گوید:( در محضر امام صادق علیه‌سلام از حضرت قائم یاد شد پس آن حضرت فرمود : بدانید که هرگاه او قیام کند حتما مردم می گویند: این چگونه ممکن است در حالی که چندین و چند سال است که استخوانهایش نیز پوسیده است) غبیت نعمانی

    • یعنی شما با این روایات میخواهید اثبات کنید برزنجی امام زمان هست و مرده و روزی ظهور میکنه؟؟؟دست بردارید لطفا
      دین رو بازیچه نگیرید در همین کتاب غیبت نعمانی قبل از دو روایتی که اوردید روایت زیر هم هست:
      علیّ بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیهما السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «هنگامی که پنجمین فرزند از امام هفتم ناپدید شود، پس خدا را، خدا را (مواظب باشید) در دینتان شما را از آن دور نسازند که صاحب این امر ناگزیر از غیبتی خواهد بود، تا کسی که بدین امر قائل است از آن بازگردد، همانا آن آزمایشی از جانب خدا است که خداوند خلق خود را بدان وسیله می آزماید، اگر پدران و اجداد شما دینی صحیح تر از این دین می شناختند بدون شک از آن پیروی می کردند، راوی گوید:
      عرض کردم ای سرور من آن پنجمین از فرزندان امام هفتم کیست؟ فرمود: ای برادر عزیز! اندیشه های شما کوچکتر از این است و پندارهایتان گنجایش برداشت آن را ندارد، اگر زنده بمانید در آینده او را خواهید یافت».

      حالا شما به من بگید برزنجی امام زمان هست؟؟؟
      اون قسمتی از روایت که در مورد استحوانهای پوسیده اومده باید توضیح داده بشه
      و الا این نمیشه که بین انبوهی از روایات یک روایت اینطوری پیدا کنید و بخواهید با اون اثبات کنید که امام زمان از دنیا رفته و همون برزنجی هست!!!

  • شعیب گفت:

    پیشنهاد میکنم این کلیپ‌هارو ببینید که آیت‌الله سید کمال حیدری مستند تولد امام زمان را رد میکند
    https://youtu.be/QVy0gKxnXvw
    https://www.aparat.com/v/tkYsK
    https://youtu.be/e6CCXOBbctI

    • جناب آقای شعیب.احتمالا شما خودتون هم کلیپها رو ندیده و از جایی برای شما ارسال کرده اند.کلیپ https://www.aparat.com/v/tkYsK را ببنید دقیقا ایشان داره میگه چه کسی گفته من انکار کردم!!

      آقای شعیب؟
      بر فرض شخصی آیت اللهی شخصیتی انکار نماید، هزاران آیت الله و کتاب و روایت در خصوص امام زمان(علیه السلام) را نادیده گرفته و نظری که موافق خود باشد را مستند میدانید؟؟؟
      گر جمله کائنات کافر گردند***بر دامن کبریایش ننشیند گرد

  • شعیب گفت:

    اما در مورد مکان ظهور آن حضرت:
    بسیاری از مردم به تبعیت از علمای خود معتقدند که مهدی از مکه ابتدا ظهور می‌کند.اگرچه مکه یکی از مکان های ابلاغ و حرکت جهانی ایشان و مابین رکن و مقام هم یکی از محله ای بیعت کردن مردم با ایشان است اما ظهور ابتدائی آن بزرگوار از مکه نیست . در ادامه دلایلی که براین ادعا صحه می‌گذارد ارائه می گردد.

    • شنیدین میگن یه نفر رو در دِهی راه نمیدادند سراغ کدخدا رو میگرفت؟؟
      نقل شماست
      شما از اول نگاه معنادارتون به روایات و انحرافتون سرجاش هست رفتین سراغ ظهور و مکان ظهور؟؟؟

  • شعیب گفت:

    حضرت علی علیه‌السلام می فرماید ( ابتدای قیام مهدی از مشرق است)غیبت نعمانی
    برای فهم صحیح منطقه مشرق حدیثی از پیامبر را می‌آوریم که دقیقا مشخص فرموده منظور از شرق کجاست. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرموده :(واقعه‌ای در زوراء اتفاق خواهد افتاد.) شخصی سؤال کرد زوراء درکجا قرار دارد؟ پیامبر فرمود(شهری است در مشرق در میان چند رود قرار دارد )الحاوی‌للفتاوی . سیوطی
    سیوطی در کتاب « الحاوی للفتاوی» آورده است سفیانی سپاهی را در زوراء منطقه ای است در بغداد و منظور از شرق عراق است همچنانکه محمد صدر آورده است (محل سکونت امام زمان عراق می باشد)غیبت کبری. محمد صدر/ت رجمه فارسی ص۱۰۳روایاتی وجود دارند که اگر آنها را کنار هم بگذاریم کاملا مشخص است که ظهور ابتدائی امام از عراق خواهد بود.

  • شعیب گفت:

    خوب چرا درچندنمونه حدیث‌های که از امان صادق علیه‌سلام و دیگر امامان آوردم و به تواتر هم رسیده جوابی ندادید مثل این احادیث:
    ز ابی عبدالله علیه‌سلام:( وقتی امام مهدی علیه‌سلام قیام می کند مردم میگویند چگونه می شود و حال آنکه استخوانهایش پوسیده شده است.)غیبت نعمانی باب: ۱۰ ص۱۵۴
    حماد‌بن‌عبدالکریم‌الجلاب گوید:( در محضر امام صادق علیه‌سلام از حضرت قائم یاد شد پس آن حضرت فرمود : بدانید که هرگاه او قیام کند حتما مردم می گویند: این چگونه ممکن است در حالی که چندین و چند سال است که استخوانهایش نیز پوسیده است) غبیت نعمانی.

  • شعیب گفت:

    مام باقر علیه‌السلام می فرماید( گویا آنان را می‌نگرم سیصدواندی مرد بر بلندای نجف کوفه ایستاده اند)بحارالانوار۳۴۳/۵۲
    مفضل بن عمر از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند:(گویا می‌نگرم قائم را بر منبر کوفه و سیصدوسیزده‌نفر از یارانش که پیرامونش گرد آمده‌اند به‌شمار اهل بدر)کمال‌الدین/شیخ‌صدوق ج ۲ / ۶۷۲
    امام صادق علیه‌السلام (مهدی او تا هنگام کامل شدن ده هزار نفر در مکه اقامت کرده، سپس رهسپار مدینه می گردد.)ارشاد/ شیخ مفید ج ۲ / ۳۸۳
    اگر ظهور مهدی از مکه باشد چگونه است امام که در مکه با یارانی به تعداد ده‌هزار نفر به سمت مدینه و در آنجا که یارانش به حدود سی هزار نفر خواهد رسید،
    وقتی به عراق می‌رور ۳۱۳ نفر یار دارد؟ پس مابقی یارانش چه بر سرشان آمده؟ حال به روایت بعدی که از ائمه نقل گردیده توجه فرمائید:(مهدی از مردم برای می‌طلبد. یکی از یاران خود را می‌خواهد به او می‌فرماید:به نزد مردم مکه برو و بگو:
    ای مکیان! من فرستاده مهدی ام. مهدی میگوید: ما خاندان رحمتیم ما مرکز رسالت و خلافتیم ما ذریه محمد و سلاله پیامبرانی . . . اکنون من از شما یاری می‌طلبم به یاری من بشتابید.) بحارالانوار ج۵۲ / ۳۰۷
    پس ظهور امام مهدی نه از مکه بلکه از عراق می باشد چرا که در آن صورت نیاز به فرستادن نماینده بهرشهر مکه نبود. به همین جهت است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرماید:( یا اهل کوفه «عراق» انتم اسعد بالمهدی) صاحب طبقات

  • شعیب گفت:

    اما عراق دارای مناطق و قومهای مختلفی است . عراق هم دارای منطقه گرمسیری و بیابانی در جنوب هم دارای منطقه کوهستانی و سردسیر شمال آن است.لذا این بحث نیاز به بررسی بیشتری دارد. ابتداء به بررسی موقعیت جغرافیایی محل ظهور می‌پردازیم . در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در مورد سپاهی که با پرچمهای سیاه هستند می‌فرماید: (هرکدام از شما آنها را درک کردید به آنها بپیوندید گر چه با راه رفتن با دست وسینه روی برف باشد خود را به آنها برسانید. چرا که خلیفه خدا مهدی در میان آنهاست).کشف‌الغمه ج ۳ / ۳۷۵ و۳۸۱
    این حدیث نشان می‌دهد آن منطقه کوهستانی و برفگیر است وگرنه اگر منظور مناطق بیابانی بود می‌فرمود: با دست و سینه روی رمل و ماسه و کویر بروید پس نمی‌تواند جنوب عراق که منطقه گرمسیری است باشد. بخصوص که در حدیث دیگری از پیامبر نقل شده که می‌فرماید: ( اولین پرچمی که در جنگ می‌بندد و آماده می‌کند بطرف ترکها می‌فرستد .)عرف الوردی. سیوطی از کعب ۲۳ _طبری _ مکیال _المکارم _ اربعین / ابونعیم اصفهانی
    این حدیث هم بخوبی نشان می دهد محل ظهور نزدیک به سرزمین ترکها است و سرزمین عربستان چنین موقعیتی را ندارد. در عوض شمال عراق «منطقه کرد نشین » هم منطقه‌ای سردسیر و برف‌گیر و هم همسایه کشور ترکیه با سیاست لائیکی و ضد اسلامی می‌باشد. این سرزمین محل نظر حقتعالی بوده زمانی که نوح سوار بر کشتی خود بر روی آنها سرگردان بود و از خدا می خواهد که او را در سرزمین مبارک بنشاند(سوره مومنون آیه۲۹) کوه جودی از کوههای معروف منطقه کردنشین می باشد و از رشته کوههای آرارات می باشد که در شرق ترکیه قرار دارد و از طرف جنوب به کوههای دیاربکر و در عراق امتداد پیدا می کند. احادیث و روایاتی هم که در خصوص قوم مهدی و یارانش آمده همین مطلب را تأیید می کند. برا نمونه به چند مورد اشاره می شود.

  • شعیب گفت:

    در کتاب مفردات راغب آمده : ( مهدی علیه‌سلام در منطقه ابراهیم علیه‌سلام در میان اعراب ضهور می کند) در توضیح این مطلب در کتاب سائک‌الذهب آمده:( اعرابی که گفته می شود بیشتر بادیه نشین و کوهستانی ها منظور است که اغلب هم شهر نشین هستند و عرف عمومی عرب را دارند) و در توضیح این مطلب هم در کتاب صحاح‌جوهری آمده: ( اعراب در مکان قائم علیه‌سلام جماعتی غیر عرب هستند که در ناحیه عرب‌نشینسکونت دارند و امام با اقوام قلیل غیر عرب خواهد بود) این مطالب نشان می‌دهد که امام و یارانش اگرچه نزدیک اعراب زندگی می‌کنند. ولی غیر عرب هستند پیامبر در حدیثی می‌فرماید:( مهدی از فرزندان من است رنگش رنگ عربی و جسمش جسم اسرائیلی است)صواعق‌المحرفه / ابن‌حجر‌هیثمی
    این حدیث نشان می دهد که مهدی عرب نیست وگرنه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمود رنگش رنگ عربی است بلکه می‌فرمود مهدی عرب است. شیخ محی‌الدین‌ابن‌عربی در این خصوص می‌فرماید: ( آنان«یارانش» از عجمدهستند و عرب در بین آنان نیست) فتوحات مکیه ج۳ باب ۳۶۶
    در عقدالدرر باب اول آمده : ( از امام عمر که عثمان بن سعید مقری باشد در کتاب السنن خود از قتاده نقل کرده که گفت من به سعیدبن‌مصیب گفتم : آیا مهدی برحق است گفت آری. گفتم از چه طایفه‌ای است گفت از ابن اسحاقها، گفتم بعد از آن، گفت : از قریش گفتم : بعد از آن، گفت از بنی هاشم . گفتم بعد از آن، گفت: از فرزندان فاطمه سلام الله علیها )
    ودر حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در مورد یاران مهدی خطاب به اصحابش فرمود: (آیا شهری را که نیمه‌اش در آب است و نیمه دیگرش در خشکی می‌شناسید ؟ اصحاب گفتند: بلی. قسطنطنیه. پیامبر فرمود قیامت نمی‌شود مگر اینکه ۷۰هزار نفر از بنی اسحاق آنجا را فتح کنند .)تاج‌الاصول ج ۵ باب الفتن
    وشیخ محی‌الدین‌ابن‌عربی هم می‌فرماید ( شهر رومیه با تکبیر هفتادهزار از بنی اسحاق فتح می شود)فتوحات مکیه
    سیوطی در مورد بنی اسحاق گفته است :(در زمان حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم منظور از ابن اسحاق ها اکراد بود)تاج‌الاصول ج ۵
    و (آن قومی که با مهدی هستند کرد هستند)تاج‌الاصول ج ۵ باب الفتن
    پس معلوم می‌شود که امام مهدی و هسته اصلی یارانش از قوم کرد هستند . همچنانکه قسطنطنیه نیز بار اول در جنگهای صلیبی بدست صلاح‌الدین ایوبی که از تبار کرد بود و تربیت یافته همان سرزمین بود فتح شد و بار دوم هم بدست همان قمو تحت فرماندهی امام مهدی علیه‌السلام انشاءالله فتح می‌شود و این همان چیزی است که خداوند متعال آنرا وعده داده . آنجا که می فرماید: (ونرید آن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الوارثین) قصص

  • شعیب گفت:

    در کتاب مفردات راغب آمده : ( مهدی علیه‌سلام در منطقه ابراهیم علیه‌سلام در میان اعراب ضهور می کند) در توضیح این مطلب در کتاب سائک‌الذهب آمده:( اعرابی که گفته می شود بیشتر بادیه نشین و کوهستانی ها منظور است که اغلب هم شهر نشین هستند و عرف عمومی عرب را دارند) و در توضیح این مطلب هم در کتاب صحاح‌جوهری آمده: ( اعراب در مکان قائم علیه‌سلام جماعتی غیر عرب هستند که در ناحیه عرب‌نشینسکونت دارند و امام با اقوام قلیل غیر عرب خواهد بود) این مطالب نشان می‌دهد که امام و یارانش اگرچه نزدیک اعراب زندگی می‌کنند. ولی غیر عرب هستند پیامبر در حدیثی می‌فرماید:( مهدی از فرزندان من است رنگش رنگ عربی و جسمش جسم اسرائیلی است)صواعق‌المحرفه / ابن‌حجر‌هیثمی
    این حدیث نشان می دهد که مهدی عرب نیست وگرنه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمود رنگش رنگ عربی است بلکه می‌فرمود مهدی عرب است. شیخ محی‌الدین‌ابن‌عربی در این خصوص می‌فرماید: ( آنان«یارانش» از عجمدهستند و عرب در بین آنان نیست) فتوحات مکیه ج۳ باب ۳۶۶
    در عقدالدرر باب اول آمده : ( از امام عمر که عثمان بن سعید مقری باشد در کتاب السنن خود از قتاده نقل کرده که گفت من به سعیدبن‌مصیب گفتم : آیا مهدی برحق است گفت آری. گفتم از چه طایفه‌ای است گفت از ابن اسحاقها، گفتم بعد از آن، گفت : از قریش گفتم : بعد از آن، گفت از بنی هاشم . گفتم بعد از آن، گفت: از فرزندان فاطمه سلام الله علیها )
    ودر حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در مورد یاران مهدی خطاب به اصحابش فرمود: (آیا شهری را که نیمه‌اش در آب است و نیمه دیگرش در خشکی می‌شناسید ؟ اصحاب گفتند: بلی. قسطنطنیه. پیامبر فرمود قیامت نمی‌شود مگر اینکه ۷۰هزار نفر از بنی اسحاق آنجا را فتح کنند .)تاج‌الاصول ج ۵ باب الفتن
    وشیخ محی‌الدین‌ابن‌عربی هم می‌فرماید ( شهر رومیه با تکبیر هفتادهزار از بنی اسحاق فتح می شود)فتوحات مکیه
    سیوطی در مورد بنی اسحاق گفته است :(در زمان حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم منظور از ابن اسحاق ها اکراد بود)تاج‌الاصول ج ۵
    و (آن قومی که با مهدی هستند کرد هستند)تاج‌الاصول ج ۵ باب الفتن
    پس معلوم می‌شود که امام مهدی و هسته اصلی یارانش از قوم کرد هستند . همچنانکه قسطنطنیه نیز بار اول در جنگهای صلیبی بدست صلاح‌الدین ایوبی که از تبار کرد بود و تربیت یافته همان سرزمین بود فتح شد و بار دوم هم بدست همان قمو تحت فرماندهی امام مهدی علیه‌السلام انشاءالله فتح می‌شود و این همان چیزی است که خداوند متعال آنرا وعده داده . آنجا که می فرماید: (ونرید آن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الوارثین) سوره قصص آیه ۵ یعنی (و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم ) خداوند در این آیه وعده حکومت بر جهان را به قومی مستضعف داده . با یک بررسی اجمالی برحال و گذشته اقوام موجود می بینیم از قوم کرد مستضعف تر نبوده و همیشه در طول تاریخ از حق خود محروم گشته . ملتهای مانند افغانها و فلسطینی ها که هم اکنون جزو اقوام مستضعف هستند در گذشته نه چندان دور چنین نبوده و در دهه‌های اخیر دچار مشکل شده اند اما استضعاف اکراد ریشه تاریخی دارد و همیشه مظلوم وافع شده اند. حضرت علی علیه‌السلام می فرماید ( وقتی امام مهدی خروج کند آن روز روز هلاکت کردها و خوارج می‌باشد)غیبت نعمانی
    آچه از ابن روایت می توان برداشت کرد این است که مهدی در منطقه کردنشین ظهور می‌کند و هرچند یاران مهدی از کردها هستند اما چون ظهور ابتدائی ایشان از میان آنهاست تبعا مخالفین اولیه هم از همان مردم است ولی سرانجام این قوم کرد است که شاکله اصلی سپاه امام را سامان می‌دهد و همچنانکه شیخ کمال‌الدین‌بن طلحه به استناد حدیثی از طایفه او به سبب اطاعت سعادتمندترین مردم هستند)

  • شعیب گفت:

    آنچه که اکنون گفته شد مشخص کرد که مهدی نه در مکه بلکه در عراق و در منطقه کردستان و از قوم کرد است . اما مکان دقیق ظهور امام کجاست ؟ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در مورد محل ظهور امام مهدی در حدیثی می‌فرماید : (یخرج المهدی من قریه یقال لها کرعه) یعنی مهدی از روستائی به نام کرعه خروج می کند)
    روستایی کرعه مکانی است که در احادیث زیادی ظهور مهدی از آن محل بشارت داده شده . آین روستا در نزدیکی شهر رانیه در کردستان عراق قرار دارد و همچنانکه شاهد بودیم سید مصطفی برزنجی در پانزده شعبان سال ۱۹۸۸ در این روستا اعلام مهدویت فرمودند. و رسالت خود را به جهانیان و شخصیتهای مهم دنیا ابلاغ فرمودند.
    به امید روزی که دوران غیبت کبری به پایان رسد و همه مسلمین در رکاب آن امام قیامذجهانی خود را به انجام رسانند.
    وسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

  • شعیب گفت:

    تمام این حدیث، حرفها و مستندات از آن جهت بود شما در سایت تون مانند چند سایت دیگر تیتر زدیدید و همه سایت‌ها فقط این مطلب را زدید که در بالا آمده و سایت شماهم مانند سایت‌ها دیگر
    (سید مصطفی پسر سید علی برزنجی، از مدعیان مهدویت بود که در کردستان به تبلیغ خود می پرداخت و اکنون بعد از مرگ خود، در غیبت کبری به سر می برد! دو سایت اینترنتی به چهار زبان زنده دنیا به تبلیغ نوشته ها و باورهای این مدعی مهدویت می پردازند که به اعتقاد ساده لوحان معتقد به او، اکنون بعد از کشته شدن در غیبت کبری به سر می برد. وی در سال ۱۹۵۵ میلادی، در روستای «کومه له»، از توابع شهرستان سنگر واقع در شمال استان سلیمانیه عراق متولد شد و در سال ۱۹۸۸ ادعای مهدویت کرد و مردم را به خود فراخواند.
    این شخص در سفری به ایران سعی در جلب نظر علمای شیعه کرد که با مخالفت شدید علما رو به رو شد و دوباره به عراق پناه برد و سعی کرد با تحریک احساسات قومی کردهای عراق، جایگاه خود را بین آنها مستحکم نماید. به ادعای برزنجی، کلمات الله از سوی فرشته ای به او الهام شده و این نوشته ها از سوی خداوند برای او فرستاده شده است و تمام آنها نظیر قرآن کریم دارای معجزه بلاغی و محتوائی و … است. نامبرده در اولین پیام فارسی اش به مردم ایران می نویسد: «این پیام اول است به زبان فارسی در عهد ظهور، از این جانب بنده خدا و حجت خدا، امام زمانتان مهدی موعود، برای انس و جن و تمام مکلفین آراسته می گردد، طبق مأموریت خداوند متعال: [که به من فرموده] «کلِّمِ النّاسَ بِما أُنْزِل»
    به باور برخی از مردم سنگسر عراق، این مهدی دروغین روزی دوباره ظهور خواهد کرد، البته نه در مکه بلکه در کردستان عراق! (ر.ک: مهدیان دروغین، ۲۹۷ و سایت اینترنتی نامبرده)).
    فکر نکنم شما اصلا در مورد ایشان تحقیقی کرده باشید یا ایشان را بشناسید یا کتاب الهامی کلمات‌ الله را خوانده باشید و در مورد کلمات‌ الله چطور خدا در مورد قرآن تحدی کرده در مورد کلمات‌الله هم خدا تحدی کرده و فرموده همچنانکه درباره قرآن فرموده اگر میتوانید یک آیه یا یک سوره مانند آن بیاورید و شماهم اگر میتوانید یک درس یا یک الهام مانند کلمات‌الله بیاورید و از هر کس جن انس کمک بگیرید بجز خدا اگر راست می‌گویید و پیشنهاد میکنم اول تحقیق کنید هم در مورد شخصیت شون و هم کتاب‌ الهامی کلمات‌الله و برید به کردستان عراق و از مردم آن منطقه بپرسید در مورد شخصیت و جایگاه ایشان وخانواده و ساداتشون از مردم عام و خاص که چه مردان پاکی بودند و صرفا یک متن را کپی پیست نکنید و آن را تیتر کنید شما در برابر این کارتان مسئول هستید در برابر خدا وکاری نکنید که فردا روز شرمنده باشید در پیشگاه خدا . هدف من این نبود که شما قبول کنید و بپذیرید که ایشان مهدی هستند فقط در دفاع از ایشان در برابر تیتر و متنی که رو سایت زدید چند مورد مستندات بر اساس قرآن حدیث آوردم و دیگر مزاحمتان نخواهم شد و حرفهای که لازم بود را فکر کنم زده باشم اگر لازم باشد دوباره ادله و مستندات را بر اساس قرآن و حدیث می آورم . و من الله توفیق.

  • ضحا گفت:

    در تمام احادیث به ظهور منجی دوازدهم نوید داده شده
    ولی هیچ یک اونها از ظهور کلام الله جدید صحبتی به میون نیومده
    یا خدا پیامبر و در اگاهی قبول ندارید و یا یک قدم خودتون رو جلوتر از اونها می دونید
    کسی که خوابه میشه بیدارش کرد ولی کسی رو که خودش رو به خواب زده هرگز

  • شعیب گفت:

    درباره این روایت که شما در بالا آوردید
    علیّ بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیهما السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «هنگامی که پنجمین فرزند از امام هفتم ناپدید شود، پس خدا را، خدا را (مواظب باشید) در دینتان شما را از آن دور نسازند که صاحب این امر ناگزیر از غیبتی خواهد بود، تا کسی که بدین امر قائل است از آن بازگردد، همانا آن آزمایشی از جانب خدا است که خداوند خلق خود را بدان وسیله می آزماید، اگر پدران و اجداد شما دینی صحیح تر از این دین می شناختند بدون شک از آن پیروی می کردند،
    یک سؤال چرا ایشان فرمودند که پنجمین فرزند از امام هفتم و نفرمودند که چهارمین فرزند از امام هشتم یا سومین فرزند از امام نهم یا دومین فرزند از امام دهم یا اولین فرزند از امام دوازدهم ؟؟

  • شعیب گفت:

    درمورد همون سوالم در مورد روایتی که نقل کرده بودید که، هنگامی که پنجمین فرزند از امام هفتم ناپدید شود. ایشان از نسب امام موسی کاظم علیه‌السلام هستند و از نظر امامت پنجمین فرزند آن امام محسوب می شوند.
    این شجره نامه سیدمصطفی‌برزنجی که در کلمات‌الله به ایشان الهام شده.
    بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
    شجره النسب: هذه شجره الامام مهدی: مصطفی ابن السید علی ابن السید مصطفی ابن السید اسماعیل ابن السید محمد ابن السید عبدالله ابن السید سلیمان ابن السید عیسی ابن السید اسماعیل ابن السید عیسی ابن السید علی‌البرزنجی ابن السید رسول‌البرزنجی ابن السید عبدالسید ابن السید قلندر ابن السید عبدالسید‌البرزنجی ابن السید عیسی الحدب ابن السید حسین ابن السید بایزید ابن السید عبدالکریم ابن قطب الاعظم السیداول من سکن من الاجداد قریهبرزنجه اول من توطن البلد باباعلی همدانی ابن السید یوسف ابن السید منصور ابن السید عبدالعزیز ابن السید اسماعیل ابن السید الامام موسی الکاظم ابن السید الامام جعفر الصادق ابن السید الامام محمد الباقر ابن السید الامام علی زین العابدین ابن السید الامام حسین الشهید ابن السید الامام الوصی الرضی اسدالله الغالب المرتضی علی بن ابی طالب و ابن السیده لنساء العالمین النبویه فاطمه بنت سید الاولین والاخرین محمد المصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ابن عبدالله ۱۹۹۱/۱۲/۲۲ وبصرف النظر عن کل من یتصل نسبا برسول‌الله(ص) یصح آن یقال ابوه عبدالله و آمنه آمنه، لانه عبدالله کجده الاکبر یقال له اب، ولان آمنه کجدته الکبری تقال لها ام ….

  • شعیب گفت:

    من به قرآن و احادیث و حرف علمای دین استناد میکنم شماهم مستند باتوجه به قرآن و احادیث آن را رد کنید.
    (الم ، آن کتابی است که شکی در آن نیست و برای متقین هدایت است) سوره بقره
    ( الم، آن کتاب) وعده داده شده است، یعنی کتاب مورد اشاره عبارت است از کتاب جفر جامعی می باشد که همه چیز در آن موجود است، وعده داده شده به آنکه با مهدی در آخرزمان می باشد، و هیچ‌کس همچون خودش آن را صحیح نمی‌خواند مگر خودش…….. برای آنکه او توضیح دهنده‌ی آن کتاب وعده داده شده بر زبان پیامبران است و در کتاب‌هایشان آمده است که او خواهد آمد همانطور حضرت عیسی (علیه سلام) فرموده : {ما پیامبران برای شما تنزیل را می آوریم و اما تأویل را مهدی در آخرزمان می آورد}….تفسیر قرآن کریم از شیخ محی‌الدین‌ابن‌عربی متوفی ۶۳۸ هجری، جلد اول تحقیق و تقدیم از دکتر مصطفی غالب ص ۱۴.
    ( ذالک) اسم اشاره به دور است، نگفته است «هذا» چونکه به دور اشاره می کند به کتابی که برای من الهام می شود و تأویل و تفسیر قرآن مجید است همانطور که عیسی علیه‌سلام فرمود، و مقصود خود قرآن کریم نیست.

  • شعیب گفت:

    اعراف آیه ۵۳
    هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَآءَ فَیَشْفَعُوا لَنَآ أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوٓا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ

  • شعیب گفت:

    (یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِیٓ أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا) نساء۱۳۶
    (ای کسانی که ایمان آورده‌اید به خدا و رسول او و کتابی که بر رسول خود فرستاد وکتای که پیش از این فرستاده شد. و هر که بخدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و رسولان و روز قیامت کافر شود سخت بگمراهی فرومانده.)
    برخی از علما مانند شیخ‌ محی‌الدین‌ابن‌عربی معتقد است که منظور از رسول در این آیه مهدی است و منظور از أمنو دوم تأکید به تبعیت از ایشان می باشد. چرا که در غیر اینصورت اگر منظور از رسول پیامبر بود این تبعیت در أمنو اول وجود دارد. زیرا تاکسی به پیامبر ایمان نداشته باشد خداوند ایشان را با (یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا) خطاب قرار نمیداد . ویا برخی ممکن است معتقد باشند که منظور کسانی است که ایمان زبانی دارند در حالی که خداوند می‌فرماید:
    (قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰکِنْ قُولُوٓا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ) حجرات۱۴
    (اعراب«بنی‌اسد» که برتو منت گذارده و گفتند ما ایمان آوردیم به آنها بگو شما آسمان نیاورده‌اند لیکن بگوئید ما اسلام آورده‌ایم و اگر خدا و رسول وی را اطاعت کنید و از اعمال شما هیچ نخواهد کاست و از گناه شما میگذرد که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است) پس خداوند شرط ایمان را باور قلبی می داند نه زبانی. لذا اعتقاد به مهدی از مراتب ایمان است همچنانکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در حدیثی می‌فرماید: من انکر خروج المهدی فقد کفر بما انزل علی محمد…«رواه الجوینی فی الفرائد المسطمین»
    (یَا حَسْرَهً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ)یس۳۰
    ( هیچ رسولی برای هدایت آنها نیامد جز آنکه او را به تمسخر و استهزاء گرفتند.)

  • شعیب گفت:

    (ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین) اشاره به دور است .چرا که اگر منظور اشاره به قرآن بود مانند بسیاری از آیات دیگر که از «هذا» استفاده شده استفاده می‌شد. مانند آیات ذیل.
    (لو انزلنا هذا القران علی جبل)حشر۲۱
    (بما اوحینا الیک هذا القران و ان کنت من قبله)یوسف۳
    (آن هذا القران یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین) اسراء۹
    (ولقد صرفنا فی هذا القران لیذکروا)اسرا۴۱
    (آن یاتوا بمثل هذا القران لایأتون)اسرا۸۸
    (لقد صرفنا الناس فی هذا القران من کل مثل)اسرا۸۹
    (و هذا کتاب انزلنه مبارک)الانعام ۹۲
    (و هذا کتاب مصدق لسانا عربیا)الاحقاف۱۲
    ( و قال الذین کفروا لن نؤمن بهذا القران) سبا۳۱
    (آن هذا القران یقص علی بنی اسرائیل)النمل ۷۶
    (وماکان هذا القران یفتری من دون الله)یونس۳۷
    در تمام قرآن هرجاربه خود قرآن اشاره شده با ضمیر اشاره نزدیک بیان شده . اما متأسفانه بسیاری از علما که عقیده به کتاب مهدی ندارند اصرار دارند که ذالک الکتاب رتبه «این کتاب» معنی کنند.در حالی که هر کس کمترین اطلاعاتی از لغات عربی داشته باشد می داند ذالک الکتاب به معنی «آن کتاب» اینکه در ادامه آیه ۲ سوره بقره به توصیف آن پرداخته شده.(هدی للمتقین) یعنی هدایتگر است برای متقین . یعنی برای خواصی از مسلمانان که صفت تقوا دارند هدایت‌گر است و این در حالی است که قرآن هدایتگر است برای کل مردم همچنانکه خداوند می فرماید: (شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی الناس و بینت من الهدی) بقره۱۸۵
    قرآن پس از تأکید بر هدایتگری آن کتاب برای متقین اوصاف آنها را اینگونه توصیف می‌کند:
    (الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقنهم ینفقون) بقره۳
    لذا نه ضمیر اشاره و نه اوصاف آن دلالت بر قرآن ندارد بلکه اشاره به کتاب دیگری است که برای تأویل قرآن و سایر کتب آسمانی خواهد آمد همچنانکه در آیه دیگری به توصیف آن می پردازد.
    (ثم ءاتینا موسی الکتاب تماما علی الذی احسن و تفصیلا لکل شیء و هدی و رحمته لعلهم بلقاء ربهم یؤمنون)النعام۱۵۴
    اگرچه ظاهر آیه دلالت بر کتاب موسی دارد. اما اوصافی را که خداوند برای آن نام می برد منطبق بر تورات نیست. در ابتدای کلمه «ثم» آمده. و از نظر زمان، به بعد از نزول قرآن اشاره دارد. و این مساله باعث تحیر مفسرین شده و چگونه می‌شود تورات که از نظر زمان مقدم بر قرآن است بر قرآن عطف شود که متأخر است. در ادامه آیه آمده ( علی الذی احسن) یعنی بر هرکه نیکوکار بود) این بدان معنی است که این کتاب را خداوند اختصاص داده به نیکوکاران حال آینکه هم تورات و هم قرآن و هم سایر کتابهای آسمانی که حامل شریعت جدیدی هستند برای تمام انس و جن آمده در حالی که این کتاب هدیه خداوند است برای نیکوکاران.
    (تفصیلا لکل شیء)یعنی(تفصیل و بیان حکم هر چیزی است) شکی نیست که تورات دارای چنین صفتی نیست چرا که اگر تفصیل و بیان کننده هر حکمی بود که دیگر نیاز با انجیل و قرآن نبود.
    آیات زیادی در قرآن هست که اشاره به کتاب الهامی مهدی دارد

  • طلبه ای از قم گفت:

    سلام .من مطلب و پاسخها رو خوندم.آقای شعیب شما از چی دارید دفاع میکنید؟
    این مسئله واضح و روشنه که !!!!

    مهدویت مصطفی برزنجی رو دارید مطرح میکنید که استنادتون به روایتی هست که میفرماید استخوانها پوسیده و … آقاجون بیا برو صدها روایت رو ملاحظه کن که بر زنده بودن امام دلالت داره.البته جواد رحیمی هم جواب شما رو دادند ولی شما بحثتون هم قرار و آرام نداره و مسائل مختلف میارید.آقای شعیب در جواب روایتی که معصوم میفرماید :هنگامی که پنجمین فرزند از امام هفتم ناپدید شود آورده اند: یک سؤال چرا ایشان فرمودند که پنجمین فرزند از امام هفتم و نفرمودند که چهارمین فرزند از امام هشتم یا سومین فرزند از امام نهم یا دومین فرزند از امام دهم یا اولین فرزند از امام دوازدهم ؟؟

    آقای شعیب این چه حرفیه شما میزنی؟برزنجی کجا و امام مهدی فرزند امام حسن عسکری کجا؟

    از روایات که هر جور دلتون میخواد بهره برداری میکنید.این چه طرز بحث کردنه؟
    بنده فک میکنم این بحث سرانجامی نداره چون آقای شعیب در مقامی قرار داره که هر چیزی پاسخ براش بیاد سراغ مورد بعدی میره و این مسئله بی نهایته.

    کاربر ضحا هم خوب نوشتند که کسی که خودشو به خواب زده نمیشه بیدار کرد

    • سلام و تشکر
      ما در این مطلب عرض کردیم سایت ۴ زبانه مدعی دروغین مهدویت سید مصطفی برزنجی، طبیعیه که هر مدعی دروغینی زمانی نام مدعی دروغین رو میگیره که عده ای طرفدارش باشند.کاربر شعیب هم طرفدار مهدویت برزنجی هست و خب اون سایت ۴ زبانه بالاخره اعوان و انصار داره دیگ.ایشون هم یکی از اونها.بنده هم نظر شما رو دارم کاربر عزیز طلبه ای قم و بحث رو بی نتیجه میبینم و مابقی بحث واگذار میشه به مخاطبی که پاسخها رو میبینه.
      جناب شعیب میخواد بشینه کلیه محتواهایی که در سایت ۴ زبانشون هست رو هر روز کپی کنه و پاسخی برای سوالات هم نداره لینک هم میدیم میگه خوندم ولی چه خوندنی!!!!
      امید وارم در این دوران حساس غیبت امام مهدی(عجل الله) ایمان ما از شر مدعیان دروغین مهدویت و شیطان درون و برون حفظ بشه
      یا علی

  • شعیب گفت:

    این سایت نزدیک ده ساله بسته شده که شما دارید ازش حرف می زنید این مطالب حاصل تحقیق و زحمت چندین سال از دوستان بزرگوار که از کتب مرجع اهل تشیع و اهل سنت جمع‌آوری شده و شما به راحتی از کنار آن میگذرید و حاضر نیستید با این همه سند محکم و ادله پسند که من آوردن یک ذره در این باره تحقیق کنید همانطور هم که قبلا گفتم هدف من این نبود که شما قبول کنید ایشان مهدی هستند و بهشون ایمان بیاورید فقط گفتم شما در برابر این کارتان مسؤل هستید چون بدون ادله آن را رد کردید و دوباره یادآوری میکنم که:
    فکر نکنم شما اصلا در مورد ایشان تحقیقی کرده باشید یا ایشان را بشناسید یا کتاب الهامی کلمات‌ الله را خوانده باشید که بزرگترین دلیل و حجت ایشان هست و در مورد کلمات‌ الله چطور خدا در مورد قرآن تحدی کرده در مورد کلمات‌الله هم خدا تحدی کرده و فرموده همچنانکه درباره قرآن فرموده اگر میتوانید یک آیه یا یک سوره مانند آن بیاورید و شماهم اگر میتوانید یک درس یا یک الهام مانند کلمات‌الله بیاورید و از هر کس جن انس کمک بگیرید بجز خدا اگر راست می‌گویید هر وقت توانستید این کار را بکنید بعد بیائید آنرا رد کنید و پیشنهاد میکنم اول تحقیق کنید هم در مورد شخصیت شون و هم کتاب‌ الهامی کلمات‌الله و برید به کردستان عراق و از مردم آن منطقه بپرسید در مورد شخصیت و جایگاه ایشان وخانواده و ساداتشون از مردم عام و خاص که چه مردان پاکی بودند و صرفا یک متن را کپی پیست نکنید و آن را تیتر کنید شما در برابر این کارتان مسئول هستید در برابر خدا وکاری نکنید که فردا روز شرمنده باشید در پیشگاه خدا . هدف من این نبود که شما قبول کنید و بپذیرید که ایشان مهدی هستند فقط در دفاع از ایشان در برابر تیتر و متنی که رو سایت زدید چند مورد مستندات بر اساس قرآن حدیث آوردم و دیگر مزاحمتان نخواهم شد و حرفهای که لازم بود را فکر کنم زده باشم اگر لازم باشد دوباره ادله و مستندات را بر اساس قرآن و حدیث می آورم .

    • آقای شعیب،
      بنده قبلا به شما عرض کردم یکصد درس امام زمان شناسی که نوشتیم و بر پایه روایات و اعتقادات شیعه است رو بخونید که شما متاسفانه نگاهشم نکردین و هر بار میگید روایت نیست و ضعیف و ….
      این حرف شماست که میخواهید اعتقاد خودتون رو به شخصی که از دنیا رفته و او رو مهدی میدونید به کرسی بشونید با برداشتهای غیر متعارف از روایات.
      هدف شما این نیست که ما قبول کنیم برزنجی مهدی موعود هست ولی هدف ما اینه شما قبول کنید برزنجی مهدی موعود نیست
      چون مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) هستند.
      شما که مطالب و روایات برخلاف نظرتون رو نمیخونید ولی استدعا دارم مطالب زیر رو بخونید:
      http://monji12.com/?p=7029
      http://monji12.com/?p=7030
      http://monji12.com/?p=7031
      http://monji12.com/?p=7032

      این مطالب در جواب وهابیت آورده شده ولی برای شما نیز هست که میگید روایتی نیست و ضعیف است و ….

      لطفا چشم بسته تهمت نزنید

  • شعیب گفت:

    در جواب طلبه ای از قم که نوشتید آقای شعیب این چه حرفیه شما میزنی؟برزنجی کجا و امام مهدی فرزند امام حسن عسکری کجا؟
    از روایات که هر جور دلتون میخواد بهره برداری میکنید.این چه طرز بحث کردنه؟
    بنده فک میکنم این بحث سرانجامی نداره چون آقای شعیب در مقامی قرار داره که هر چیزی پاسخ براش بیاد سراغ مورد بعدی میره و این مسئله بی نهایته.
    کاربر ضحا هم خوب نوشتند که کسی که خودشو به خواب زده نمیشه بیدار کرد.
    تمام روایاتی که راجب تولد امام زمان آمده سندش یا مجهوله یا ضعیف این را می توانید در کتب مرجع اهل تشیع ببینید که خود علمای اهل تشیع به آن اعتراف کردند

    • همین بیان شما که نوشتید تمام روایات تولد امام زمان سندش مجهوله نشان از بی اطلاعی شما ست
      یا واقعا نمیخواهید حقیقت را ببینید یا اینکه هر طور برای شما گفته اند بدون تحقیق پذیرفته اید.
      خواهشمندم این مطلب را بخوانید، توجه داشته باشید که مطلب از سایت ما نیست و از سایت بسیار غنی و علمی اسلام کوئیست است.
      http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3065

  • شعیب گفت:

    من متن تحدی کلمات‌الله را که در صفحه ۱۲ نوشته شده را می آورم.
    التحدی
    یا معشر الجن و الانس و غیرهم ( آن کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائکم من دون الله ان کنتم صادقین و ان لم تفعلوا، فاتقوا النار آلتی وقودها الناس و والحجاره اعدت للکافرین، و بشر الذین أمنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجری من تحتها النهار کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالو هذا الذی رزقنا من قبل …) .

    • تحدی قرآن رو که در سوره بقره آیات ۲۴ و ۲۵ اومده رو میارید در تایید مدعی دروغین مهدویت؟
      یا للعجب…
      بله کسی که ادعای مهدویت میکنه و به دروغ مهدویت درست میکنه اینکه آیات قرآن رو مصادره به نام خودش کنه براش عادیه.کما اینکه در بین مدعیان دروغین مهدویت شخصی که پس از چندی خودش رو خدا هم نامید داشتیم.

  • ضحا گفت:

    برادر من زمین هرگز بی حجت خدا نمی ماند و اینکه بگوییم حضرت مهدی عج از دنیا رفته اند مخالف احادیث قرآن و فلسفه وجودی انسان است
    از آموزه های دینی بدست می آید که زمین هیچگاه از حجت خدا و واسطه فیض خالی نبوده است مثلا در روایتی از امام باقر ع نقل شده که فرمود: «والله ما ترک الله أرضاً منذ قبض آدم (ع) إلاّ وفیها امام یهتدى به إلى الله و هو حجته على عباده ولا تبقى الأرض بغیر امام حجه لله على عباده؛ (۶) سوگند به خدا که حق تعالى هرگز زمین را بدون امام که مردم را به سوی خدا هدایت نماید، نگذاشته است. او حجت خدا بر بندگانش است، و زمین هرگز بدون حجت خدا بر مردم نخواهد بود».
    و نیز امام صادق ع فرمود: «ما زالت الأرض إلاّ ولله فیها الحجه، یعرف الحلال والحرام ویدعو الناس إلى سبیل الله؛ (۷) همواره در زمین حجت خدا حضور دارد. حلال و حرام الهی را معرفی می‌کند و مردم را به راه خدا دعوت می‌نماید».
    بر اساس این گونه روایات معلوم می شود که زمین هیچگاه از وجود خدا خالی نیست. بنابراین گرچه دراین خصوص آیه ی خاصی در قرآن نیامده، ولی بر آساس آموزه های بر خواسته از وحی تردیدی در این وجود ندارد که زمین هیچگاه بدون حجت نخواهد بود .
    و از این رو از پیامبر (ص ) رسیده که همه مسلمانان آن را قبول دارند: “من مات و لم یعرف امام زمانه فقد مات میته الجاهلیه”. (۸) کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، با مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
    بر اساس این حدیث معلوم می شود که شناخت امام در هر زمان برای مردم آن عصر ضرورت قطعی دا رد واگر کسی از این امر غفلت کند طبق حدیث یاد شده با مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. و اگر امام در زمانی نباشد این روایت مصداق نخواهد داشت و گفتار حضرت رسول اکرم ص خطا می گردد؛ پس روشن می شود امام در هر زمان وجود دارد.
    یکی از دلایل مهم در مسله آیات سوره قدر است؛ آن جا که خداوند می‌فرماید:
    «فرشتگان و روح به اذن خدا، همه فرمان‌ها و سرنوشت ها را فرود می‌آورند».
    نکته مهم، واژه «تنزل الملائکه و الروح» است که فعل مضارع است و معنای استمرار را می‌رساند و قیدی برای آن معین نشده تا بگوییم نزول در سال خاصی بوده و تمام شده، بلکه هر سال شب قدری دارد. (۹) و هر شب قدر ملائکه و روح، امر پروردگار را نازل می­کنند و جایگاه نزول امر، قلب مقدس ولی عصر (عج) می‌باشد.
    امام جواد علیه السلام می‌فرماید:
    «امر خداوند بر همه پیامبرانی که پس از آدم مبعوث شده‌اند در شب قدر، نازل می‌گشت و هر پیامبری، این مرتبت را، به وصی خویش می‌سپرد. (۱۰)
    در قرآن می‌فرماید:
    «اِنّا انزلناه فی لیله مبارکه، انّا کنّا منذرین فیها یفرق کلّ امر حکیم امراً من عندنا، اِنّا کنّا مرسلین؛ (۱۱) ما قرآن را در شبی با برکت فرو فرستادیم تا هشدار دهنده باشیم (مردم را) در این شب، هر کاری، بر طبق حکمت، پایان یافته و تعیین می‌گردد. این همه به فرمان ماست و ما فرشتگان را می‌فرستیم».
    در این آیه نیز واژه «یفرق» به صورت مضارع و به معنای استمرار به کار رفته است؛ یعنی این جدا ساختن و تحکیم کارها همواره در شب خاصی تحقق می‌پذیرد.
    امام جواد (ع) به شیعیان خود چنین توصیه کرده‌اند که: به وسیله این آیه با آن­ها (مخالفان امامت) استدلال کنید. این سوره (دخان)، پس از رسول خدا، خاصّ ولی امر در هر عصری است. (۱۲)
    چه این که در قرآن کریم نیز آیاتی است که ظاهر آن ها بر ضرورت وجود امام وپیامبر دلالت می کند مثلا فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً؛ (۱۳) امروز دین شما را برای‌تان کامل و نعمت خود را به شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم».
    و در آیه دیگر در باره وجود خلیف الهی در زمین سخن گفت و فرمود: «إذ قال ربّک للملائکه إنّی جاعل فی الارض خلیفه؛ (۱۴) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: روی زمین خلیفه‌ای قرار می‌دهم».و هزاران نشانه دیگر برادر من کمی تعقل کن

  • ضحا گفت:

    اونقدر حدیث در رد ادعای شما زیاده که نمی دونم واقعا چطور فکر می کنید و در جهل مرکب خودتون دست و پا می زنید شما میگید الان جهان بدون حجت خداست؟ واقعا همچین حرفی ممکنه؟ کمیل از یاران نزدیک امیر المؤمنین(ع) در روایتی می‌گوید: با حضرت علی(ع) به صحرا رفتیم آه سردى بر آورد و پس از سخنانی فرمود: «زمین از حجّتى که با دلیل و برهانش براى خدا قیام کرده باشد، خالى نمی‌ماند، آن حجّت یا ظاهر معلوم است و یا ترسان و پنهان تا حجّت‌هاى خدا و دلیل‌هاى روشنش باطل نشود».
    در روایت مفصل دیگری آمده است: «بعد از دنیا رفتن اسماعیل (فرزند امام صادق) عده‌ای از اصحاب آن‌حضرت که تصور می‌کردند امام بعد از ایشان اسماعیل است -در این‌باره به شک افتادند و فکر کردند بدون امام می‌مانند- خدمت امام صاذق(ع) رسیدند، حضرت این‌گونه به آنها پاسخ داد: «هیهات هیهات أبى الله و الله أن ینقطع هذا الأمر حتى ینقطع اللیل و النهار»؛ چنین نیست رشته امامت بریده نشود تا روزگار سر آید.
    شیخ صدوق نیز در کتاب «کمال الدین» روایاتی را نقل می‌کند که دلالت دارند بر این‌که زمین از حجت خدا از زمان خلقت آدم تا روز قیامت خالی نیست.از این‌رو؛ ضرورت دارد در هر زمان حجتی از خدا وجود داشته باشد تا قوام جهان آفرینش به او باشد، خواه مردم آن حجت را بشناسند و خواه به صورت ناشناس در زمین حضور داشته باشد.
    برادر اگر واقعا همگی شیعه هستیم و عاشق امام زمان عج بیایید لااقل به خودمون دروغ نگیم
    برادر من میگیم امام زمان
    امام زمانی که در زمان نباشه به چه کار میاد؟
    زمین بدون حجت خدا ؟
    بیایید دل مهربان امام زمانمون رو با بی مهری ها نشکنیم
    و آب به آسیاب دشمن نریزیم

  • شعیب گفت:

    خوب اگر میتونی یک درس مانند درسهای کلمات الله بیار اگر راست می گوئید همچنانکه درمورد قرآن نتوانستند در مورد این کتاب هم نمی توانند خوب بیار من در پیامهای قبل هم گفتم همچنانکه در قرآن آمده و این در مقدمه کتاب کلمات الله آمده در صفحه دوازده شما که اینطور جواب وارونه جلوه میدی انتظاری از شما نیست شما اصلا کتاب راهم ندیدید و باید ادعایت را با آوردن درسی همانند آن کتاب اثبات کنی وشما ضحاء من هم برای اثبات این موضوع هزاران دلیل فقط از کتب اهل تشیع دارم که قبلا چند مورد آن را آوردم و از سایر کتب اهل سنت و کتب آسمانی دیگر بماند .

  • شعیب گفت:

    توجه شمارا به شعر یغمای جندقی شاعر دوره قاجار متولد۱۱۹۶ه‍.ق متوفای ۱۲۷۶ه‍.ق از کتاب برگزیده اشعار یغمای جندقی به اهتمام سید علی آل داود انتشارات امیرکبیر تهران ۱۳۶۵ صفحه ۲۷ جلب میکنم
    الا ای صبا پیک هر نامراد___ زیغما بدان گرد رستم نژاد
    گذر کن ولی بر طریق ادب___ سخن گو ولی پاس دار از دو لب
    که ای از تو سادات را افتخار___ به عهد تو افراد را اعتبار
    کمال از وجود تو شیرازه یافت___ جلال از تو آوازه تازه یافت …….و ادامه شعر

    • الان با این شعر میخواهید اثبات کنید ک بزرنجی امام زمانه؟؟؟
      متاسفم!!!
      همیشه در طول تاریخ عده ای ادعای مهدویت کرده و عده ای پیروی از مدعیان دروغین نموده اند .
      لازم است یاد آوری مطلب شود تا کاربران عزیزی که این مطلب را میخوانند، به این نکته واقف شوند که:
      برای کسانی که در زمینه مهدویت مطالعاتی داشته اند عنوان «مدعیان دروغین مهدویت» و یا «متمهدیان» به معنای کسانی که به دروغ خویش و یا دیگری را همان مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خوانده اند عنوانی آشناست.

      مدعیان دروغین مهدویت یا همان متمهدیان کسانی هستند که در طول تاریخ از پاکدلی و حسن باطن و یا کم اطلاعی و بضاعت علمی اندک مردم سوء استفاده کرده اند و با ادعای مهدی موعود بودن و یا نیابت و سفارت ویژه از جانب آن حضرت داشتن عده ای را فریب داده، گرد خویش جمع نموده اند.

      چنین افراد – که تعداد قابل توجهی در تاریخ اسلام یافته اند و از عصر امامان معصوم تا به امروز می توان مصادیق آنها را جستجو نمود – با این دست دعاوی برای خود تقدسی فراهم می کنند و از این طریق بر مرکب هوای نفس خویش سوار شده، به سرعت می تازند و بهره اندکی از زینت ناچیز دنیای فانی را به بهای سقوط در عذاب جاویدان جهنم خریداری می کنند.

      البته باید توجه نموده که برخی از این افراد نیز خود ادعای مهدویت نداشته ای بسا انسانهائی صالح بوده اند اما دیگران ادعای مهدویت ایشان را داشته اند و یا امر بر مردمان زمان آنها و یا مردمان پس از ایشان مشتبه شده است به گونه ای که آنها را «مهدی موعود» تصور نموده اند.

      این نکته را ما در تعریف مدعیان دروغین آورده ایم.(http://monji12.com/?p=6604)

  • شعیب گفت:

    کفر نگو چه جواب قانع کننده ای مثل اهل کتاب که در گذشته پیامبران را رد میکردند حرف میزنی

  • شعیب گفت:

    صاحب این کتاب ادعا کرده اگر میتوانید یک درس مانند این بیاورید اگر میتوانید و از هرکس که میخواهی کمک بگیر بجز خدا همچنانکه در مورد قرآن آمده اول ادعاست را ثابت کن در رد آن بعد بگو کفر نگو

  • خب؟ چی اثبات میشه؟

  • شعیب گفت:

    چی اثبات میشه کفر تو اثبات میشه این کتاب الهامی از طرف خدا نازل شده شما میگید از خودش در آورده اگه یک انسان آن را نوشته خوب به عقیده شما بهتر از آن را میتوان نوشت با کمک جن و انس خوب ادعایت را با آوردن یک درس مانند کتاب کلمات الله اثبات کن اگر میگویید نوشته دست خودش است بدون تحقیق هم حرف نزن

    • در پیامهای بالاتر، گفته شد و ارجاع دادیم به درسهای ابتدایی این مجموعه(مدعیان دروغین مهدویت) و لینک هم دادیم.شما میایید در لابلای اون حرفا شعر میزارید و بعد که سوال ازتون میشه ما گفر گو میشیم.مگه شما نگفتی و حکم نگردی که کفر بنده اثبات میشه؟ خب من از نظر شما یک کافر.شما هم یک طرفدار ک معتقد کتابی در دست داری و کتابتون بی مثل و ماننده.درست؟
      حرف ما اینه ک اول هم گفتیم:
      سید مصطفی پسر سید علی برزنجی، از مدعیان مهدویت بود که در کردستان به تبلیغ خود می پرداخت و اکنون بعد از مرگ خود، در غیبت کبری به سر می برد!
      …تعجبی نداره وهابیت هم هر کسی مخالفش باشه برچسب تکفیر بهش میزنه.مابقی مدعیان دروغین هم این روش رو دارند مثل جریان یمانی و ….

  • ابن شعیب گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و خسته نباشید
    مطالب را از اول تا آخر مطالعه کردم. واقعا سنت خدا تکرار میشه.
    هر فرستاده ای که از طرف خدا آمده با مخالفت های عده ای قرار میگرفته که خودشان را عالم و پیرو ادیان می پنداشتند
    در حالی که بزرگترین دشمنان پیامبران همین ها بودند
    همانطور شیخ محی الدین ابن عربی نقل می فرماید: زمانی که مهدی خروج کند دشمنی ندارد مگر فقها .
    تا بوده همین بوده.
    تمام مردم دنیا بدانند که حدیث داریم : المهدی وحید ، فرید و طرید
    چه غم انگیز. مهدی طرد شده است.
    شخصی که در دوران غیبتشه ۳۱۳نفر فقط ایمان دارن که اون مهدیه و روزی ظهور می کند و جهان را پر از عدل میکنه.همانطور که از ظلم پر شده.

    اگر قرآن را مطالعه بفرمایید در می یابید که هر پیامبری که آمده کیا مخالفش بودن
    زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یهود و مسیح که خودشون ادعای منتظر بودن داشتن و به اهل مکه تعنه می زدن که بزودی در اینجا پیامبری از ما میاد و ما بهش ایمان میاریم و شما همه گمراه می شوید. اما بر خلاف میلشون زمانی که پیامبر اسلام ظهور کردند همون ها که ادعا داشتن بزرگتین دشمن شدند
    همچنان که قرآن می فرماید پیامبر را می شناختن همچانکه پسران خود را می شناختن.
    ولی مخالفت کردن

    الان هم دقیقا اینطوره. امام مهدی را می شناسند طبق احادیث و روایات. اما چونکه امام مهدی با اونکه تو ذهن خودشون و مذهب خودشون ساختن فرق داره مخالفت می کنن.
    ای اهل تشیع و اهل تسنن بدانید و آگاه باشد که دقیقا جا پای قوم یهود و مسیحی گذاشتید
    سنت خدا تکرار شد.
    امام را شهید کردید
    اما زمان خروج که فرا برسد هیچ کس توان مقابله با حکم الله را ندارادهجله ی الله جل جلال کن فیکون است

    جز این انتظار نیست. همیشه اهل کتاب این جور بودن.
    خدایا به عزتت قسمت میدهیم که مسلمانان جهان را از بند ظلم و جور بی عدالتی رهایی ببخش.
    اسلام ناب محمدی را جایگزین سنی خلافت غصب و شیعه صفوی مخالف علی بگردان.
    و آنروز به خواست خداوند نزدیک است.
    Surah As-Saff, Verse 8:
    یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ

    آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!Surah As-Saff, Verse 9:
    هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ

    او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

    ایمان آوردن به سید مصطفی برزنجی مسئولیت دارد اما رد کردن آن مسئولیت سنگین تر
    چون احتمال داره ختم الله علی قلوبهم
    شامل حالتان شود
    بحث من این نیست که کسی ایمان بیاورد. مشیت الله طوری است که تا ظهور آن حضرت فقط ۳۱۳ نفر ایمان دآشته باشن. پس خدا خودش اون نفرات رو گرد آن حضرت جمع می کند. منتها رد کرد چنین مسئله بزرگی به این سادگی نیست چون که مطابق میل شما و یا آمامی که ساختید نباشه رد کنید. اگر وجدان بیداری باشد و اهل تحقیق خودش برهدنبالش. تا حقیقت برایش روشن شود
    ووسلام علیکم و رحمه الله

    • بسم الله الرحمن الرحیم
      تشکر از اینکه نظرتون رو مرقوم نمودید.اما پسر شعیب جان.شما اگر نام پسر شعیب رو هم نمیذاشتین برای بنده که مدیر سایت هستم مشخص و واضح هست که این نظر توسط شعیب یا همان پسر شعیب نوشته شده….از این بحث که بگذریم اینکه شما بر مبنای عقاید پدر باشید و یا پدر با نام پسر شعیب مطالبی مرقوم نماید تعجبی ندارد.اما شما در متنی که آورده اید حقیقت و دروغ رو با هم مخلوط کرده اید .درست است که در آخر خواسته اید نتیجه بگیرید که مصطفی برزنجی امام است اما توجه داشته باشید .اینقدر دروغین بودن ادعای شما مبنی بر امامت برزنجی روشن است که نیاز به تکرار مکررات نیست.
      فقط به یک مورد از متنتون پاسخ میدم هر چند مابقی متن شما هم دارای اشکالات اساسی است.
      وقتی از معارف اهلبیت(علیهم السلام) دور شوید و بر یک مدعی دروغین توقف کنید دقیقا همان ختم الله قلوبهم شامل حالتان میشود و شده است.
      خوب است بدانید که تا ظهور حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه) اینطور نیست که فقط ۳۱۳ نفر ایمان داشته باشند.
      آنچه در روایات با عنوان تعداد اصحاب امام زمان(عج)، اجمالا آمده است که، مثلا به عدد اصحاب پیامبر(ص) در جنگ بدر، یعنی ۳۱۳ نفر هستند، ولی باید دانست، که اینکه این اصحاب افراد خاص الخاص امام عصر(عج) بوده، و کادر اصلی او را تشکیل می دهند، و این منافات با یار حضرت امام عصر(عج) بودن ندارد، چرا که، یاران او تنها در این افراد ویژه، خلاصه نمی شوند، بلکه خود مراتبی دارد، که طیف های گسترده را در بر می گیرد. اگر آن ۳۱۳ نفر را عدد ۱۰۰ حساب کنیم و تمام و کامل باشند، گروهی از یاران آن حضرت ۹۰، و دسته ای دیگر ۸۰، و … می باشند.

      برای شما که پسر شعیب هستید، شاید اجازه خواندن کتاب های دیگر سخت باشد اما معرفی کتابهای زیر برای دانستن عقاید شیعه در خصوص یاران امام زمان(علیه السلام) خالی از لطف نیست(حداقل در ارائه نظر به اشتباه نمی افتید)
      ۱. چشم به راه مهدی(عج) مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (چاپ دوم ۱۳۷۸)
      ۲. عصر زندگی (محمد حکیمی).
      ۳. راه مهدی (آیت الله سید رضا صدر) (این دو کتاب از انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی هستند.
      ۴. حکومت جهانی مهدی(عج) (آیت الله مکارم شیرازی)(مدرسه امام علی بن ابیطالب چاپ هشتم ۱۳۷۶.)
      ۵. دادگستر جهان (آیت الله ابراهیم امینی چاپ ۲۱ ۱۳۸۰ – چاپ قدس)
      ۶. امامت و مهدویت آیت الله صافی گلپایگانی در چند مجلد (چاپ سپهر ۱۳۷۷ )،
      کتابهای مفید و خوبی هستند البته به زبان عربی کتابهایی هم هست مانند کتاب منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر نوشته حضرت آیت الله صافی گلپایگانی که کتابی بسیار مفید و سودمند است.

      در پایان قسمتی از از متن خودتان را می آورم:
      اگر وجدان بیداری باشد و اهل تحقیق خودش بره دنبالش…

  • شعیب گفت:

    خوب برادر من چرا تحدی نمیکنی من گفتم این کتاب تحدی کرده مثل قرآن شما بدون تحدی رد میکنی و هربار طفره میری.
    و شما که ابن شعیب را پسر من می‌خوانی من اصلا این شخص را نمی‌شناسم و نمیدانم اصلا کی هست.

    • نیاز به طفره رفتن نیست.پاسخها داده شده و صحبتها انجام شده.در مورد پسر شعیب یه جستجویی بنمایید و در باره آی پی و دسترس های مدیران سایتها و …. اطلاعات کسب کنید تا متوجه بشوید که نیاز نیست با کلمه ابن پسر شما بخوانمش….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *