سر درس مهدویت ۴۲ (فلسفه غیبت مهدی موعود علیه السلام ۲)

 IMG_20160506_222248

  1. مساله «فلسفه غیبت» از دیرباز و از عصر امامان معصوم علیه السلام مطرح بوده است. گاهی خود امام به تبیین چرائی غیبت مهدی موعود پرداخته است و در مواردی اصحاب از آن سوال نموده و امام پاسخ داده اند و این همه شاهد بسیار متینی بر قطعیت مساله مهدویت در بین امامان معصوم علیهم السلام و اصحاب ایشان است. بنابراین به نظر می رسد بهترین راه برای کشف پاسخ به این سوال رجوع به میراث روائی شیعه است و نباید از بیرون و با تحلیل های صرفا شخصی به تبیین این سوال پرداخت.
  2. اولین مساله ای که در برخی روایات دیده می شود تاکید بر «پنهان بودن سر این امر» است. امام صادق علیه‌السّلام فرمود: «به درستی که حکمت [و دلیل] غیبت آشکار نشود، مگر پس از ظهورش؛ چنان که حکمت کارهای خضر – از سوراخ کردن کشتی، کشتن نوجوان تا برپاداشتن دیوار شکسته – برای موسی روشن نشد مگر پس از آنکه از هم جدا شدند.» (کمال الدین، ج ۲، ص ۴۸۲) این روایات بر حکمت داشتن غیبت تاکید دارد و شیعیان را موظف به تصدیق «هستی» و وجود حکمت می نماید هر چند که به «چیستی» آن پی نبرند. به صورت کلی تمام افعال خدای سبحان اینگونه اند و هموراه حکمتی ژرف در ورای آنها وجود دارد اما در بسیاری از موارد چیستی آنها بر ما پوشیده است.
  3. بنابراین هر شیعه ای موظف است پس از اثبات ضرورت اعتقاد به مهدی موعود علیه السلام به بهانه ندانستن حکمتِ غیبتِ آن حضرت در این اعتقاد تردید نکند زیرا او می داند که در تمام افعال خدای سبحان حکمتی وجود دارد هر چند بر ما پوشیده باشد. به همین جهت در ادامه حدیث پیش گفته امام صادق علیه السلام می فرمایند: «چون دانستیم که خداوند – تبارک و تعالی – حکیم است. تصدیق می‌کنیم که همه افعال او حکیمانه است هر چند وجه آن برای ما منکشف نباشد، ای پسر فضل! این امری از امور خدای تعالی و سرّی از اسرار خدا و غیبتی از غیوب او است»
  4. با این هم در سایر روایات حکمتهائی برای غیبت امام عصر علیه السلام بیان شده است – که به یاری خدا در درس های بعد بیان خواهند شد – به همین جهت معلوم می شود که حکمت اصلی این مساله پس از ظهور روشن می شود اما در عین حال اینک در عصر غیبت ما در جهل مطلق به سر نمی بریم و می توانیم به گوشه ای از این حکمت ها – که در سایر احادیث بیان شده اند – اطلاع پیدا کنیم.